بسم الله الرحمن الرحيم
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.
اما بعد؛ این رؤیایی است که دیدهام. آیا کسی هست که آن را تعبیر کند؟ امیدوارم به آن توجه کنید و دربارهاش تأمل فرمایید.
امروز، پس از نماز عصر، رؤیایی عجیب و ترسناک دیدم که نشانههایی در خود دارد و آن این است:من بیرون از خانه بودم و هنوز روز بود. میدانستم که ساعت نزدیک شده است. پیشتر، مردم را از نشانههای آن و نزدیک بودن ظهور رویدادهایش آگاه کرده بودم، اما هیچکس به من پاسخ نداده بود. من تنها کسی بودم که در انتظار وقوع آن رویدادها بودم؛ با این تصور که، طبق گمان خودم، هنوز نزدیک به یک سال یا بیشتر تا وقوع آنها باقی مانده است. نگاهم را به آسمان دوختم و چیز عجیبی در ابرها و نحوه گرد آمدن آنها دیدم. همچنان به آنها نگاه کردم تا اینکه مشاهده کردم ابرها در سراسر آسمان به شکلی دایرهوار گرد آمدهاند و هزاران ماهِ کامل را تشکیل دادهاند. به این ترتیب، تمام آسمان با این شکل دایرهای پوشیده شده بود؛ شکلی که به ماه کامل شباهت داشت، با این تفاوت که ماهها بسیار بزرگ و گسترده بودند، همگی اندازهای یکسان داشتند و سراسر افق را پوشانده بودند. همان لحظه فهمیدم که قرار است اتفاقی رخ دهد. سپس برای هشدار دادن به خانوادهام وارد خانه شدم. خانهام ساده و از خانههای معمولی و محقر محله بود. بعد بیرون آمدم و چند متر دورتر از خانهام، متوجه شدم که زمین بهطور کامل به چهار بخش شکافته شده است. خانهام نزدیک گوشه یکی از این چهار شکاف قرار داشت. این شکافها در طول و عرض کره زمین امتداد داشتند؛ درست مانند زمانی که پرتقالی را بهطور کامل به چهار قسمت تقسیم میکنیم. با این حال، با وجود اینکه این چهار بخش کاملاً از یکدیگر جدا شده بودند، همچنان بسیار نزدیک به هم قرار داشتند و به دلیل نیروی جاذبه میان آنها، از یکدیگر دور نشده بودند. البته عرض این شکافها که در همهجا یکسان بود، اندک نبود؛ بلکه بیش از یک متر بود. پس از آن، وارد خانهام شدم و دیدم که گویی بخشی از آن آسیب دیده است و قسمتی از سقف وجود ندارد. به آسمان نگاه کردم و دیدم افرادی از آن بهآرامی سقوط میکنند. آنها آسیب دیده بودند و در حالت هوشیاری و آگاهی نبودند. همچنین خوشهای از ذرت را دیدم که با وجود سنگینیاش، بسیار آهسته سقوط میکرد؛ گویی مانند پر در هوا شناور بود. از اینجا فهمیدم که در نیروی جاذبه زمین اختلالی به وجود آمده و این نیرو ضعیف شده است، اما بهطور کامل از بین نرفته است؛ زیرا ذرت و اجسام معلق همچنان بهآرامی بهسوی زمین حرکت میکردند و بسیار آهسته پایین میآمدند.
با دستم آن خوشه ذرت را لمس کردم و سبکی آن را روی دستم احساس کردم. سپس رهایش کردم. بعد از آن، به آسمان نگاه کردم. آسمان صاف نبود و حالتی مانند ابرهای تیره و تار داشت. احساس کردم که قرار است اتفاقی از جانب آسمان رخ دهد و رویدادهایی در راه هستند که چیزهایی غیرمنتظره با خود خواهند آورد. سپس جسمی را دیدم که در داخل خانهام سقوط کرد؛ در بخشی از خانه که شبیه حیاط یا محلی برای کاشت درختان خانگی بود. به آن توجهی نکردم. پس از آن تصمیم گرفتم که بعد از نماز صبح، از خانهام خارج شوم و به مرکز بخشی از زمین که در آن قرار داشتم، بروم؛ تا اگر به خواست خدا شکاف و گسیختگی زمین گسترش یافت و فروریزشهایی رخ داد، ما نسبتاً در امان باشیم. همچنین دیدم که مردم در هر چهار بخش زمین، همگی حرکت خود را آغاز کردهاند و وسایلشان را برای رفتن به مرکز همان بخشی که در آن قرار داشتند، آماده میکنند. گویی زندگی قرار بود ادامه پیدا کند، اما هیچکس نمیتوانست درباره اتفاق مشخصی با اطمینان سخن بگوید. سپس زنی نزد من آمد. درباره آنچه اتفاق افتاده بود با هم صحبت کردیم. او گفت که بهسبب آن رویدادها خسته و بیمار شده است. بعد نگاهم به سوی همان جهتی برگشت که پیشتر دیده بودم جسدی در آن سقوط کرده است. دیدم جسد در حالت سجده قرار گرفته است. جسد متعلق به زنی بود که بیشتر بدنش برهنه بود و پوستش بهشدت سفید، مانند پوست مردگان، به نظر میرسید. به عضله ساق پای او توجه کردم و متوجه نوعی آشفتگی و حرکت در آن شدم. موضوع را به زنی که نزد من بود، گفتم. ناگهان آن زنِ افتاده، سرش را بلند کرد و از ما کمک خواست. در اینجا بهشدت ترسیدم و وحشتزده شدم؛ بهگونهای که نتوانستم به او نگاه کنم. اما زنی که نزد من بود، با وجود خستگی و ناتوانیاش، برای کمک به آن زن برخاست؛ زیرا خودش نیز همان رویدادها را پشت سر گذاشته بود و میخواست به او کمک کند.
در این هنگام، من از خانه بیرون رفتم تا اوضاع بیرون را ببینم. یکی از مردم را دیدم که به سوی من نگاه میکرد و میخواست درباره آنچه رخ داده بود با من صحبت کند. اما از این کار خجالت میکشید؛ زیرا پیش از وقوع این رویدادها، از جمله کسانی بود که هشدارهای مرا تکذیب میکردند. پس از آن، درباره برخی مردم و دوستان شنیدم که تصمیم گرفتهاند گرد هم جمع شوند و از من بخواهند با آنها دیدار کنم تا سخنانم را بشنوند؛ همان مطالبی که پیشتر برایشان بازگو میکردم، اما به آنها اهمیت نمیدادند. اکنون شروع کرده بودند به موضوع توجه نشان دهند. سرانجام دیدار ما با آنها انجام شد؛ اما برخی از آنان در بخشهای دیگری از همان شکاف زمینی قرار داشتند که من در آن بودم. بنابراین، در فضای باز و در خیابان گرد هم آمدیم، در حالی که شکاف زمین میان برخی از ما فاصله انداخته بود. شروع به صحبت با آنها کردم و دیدم که پاسخ مثبت میدهند و سخنانم را تصدیق میکنند. سپس پرسیدند: «بعد از این چه خواهد شد؟». گفتم: «نمیدانم؛ اما خداوند در سوره دخان به این رویدادها اشاره کرده است.»
سپس شروع به خواندن آیاتی کردم که در آنها از دخان، درخواست مردم و ... سخن گفته شده است و تا پایان آیات ادامه دادم.
در اینجا رؤیا قطع شد.
اما تفسیر خودم از این رؤیا چنین است:
گمان میکنم تقسیم شدن کره زمین به چهار بخش، معنایی داشته باشد. خداوند داناتر است؛ شاید این موضوع به زمان مشخصی یا ماههای معینی اشاره داشته باشد. پیشتر خوانده بودم که امام درباره چهار ماه سخن گفتهاند و فرموده بودند که تفسیر آنها همچنان در علم حساب باقی مانده است؛ اما من متوجه نشدم منظور از این چهار ماه چیست. مهم این است که من در رؤیا دیدم چهار بخش زمین به زمان مشخصی اشاره دارند؛ زیرا امام پیشتر گفتهاند که ساعت حقیقی برپایی روز قیامت، خود زمین است و از آن، فروپاشی عظیم جهان آغاز میشود. بنابراین، این موضوع نشانهای از زمان آن است و از همانجا زمان ساعت آغاز میشود. همچنین، همه سیارات، کهکشانها و آسمانهای هفتگانه و هر آنچه در آنهاست، حول محور زمین و پیرامون آن میچرخند؛ زیرا آسمان دنیا، نخستین آسمان از آسمانهای هفتگانه است. از امام درخواست میکنم که اگر این رؤیا معنای حقیقی دارد و به رویدادی اشاره میکند که قرار است اتفاق بیفتد، آن را بر اساس حق تفسیر فرمایند.
مشکل اینجاست که امروز از روزهای کامل شدن ماه به شمار میرود؛ یعنی اواسط ماه و از شبهای بیض است.
آیا کسی هست که تعبیر بهتری از تعبیر من داشته باشد؟
به خدا سوگند، من همواره رؤیاهایی میبینم که همانگونه یا تقریباً به همان شکل که دیدهام، تحقق پیدا میکنند. از این میترسم که مبادا این رؤیا نیز تحقق یابد ــ پناه بر خدا ــ و فروپاشیهای زمین و فجایع آغاز شوند؛ فجایعی که بهسبب فراوانی حوادث زمینی و دیگر رویدادها، میان ما و پیروانمان فاصله بیندازند و مانع ارتباط و گفتوگوی ما با آنان شوند.
میترسم که پایان، نزدیکتر از آن چیزی باشد که تصور میکنیم.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
پایان نقلقول از «بلقرآن نحیا»
—
انتهى الاقتباس
بسم الله الرحمن الرحيم، صلوات و سلام بر همه فرستادگان خدا و خاندانشان، از نخستین تا آخرینِ آنان، و بر تمام کسانی که تا روز قیامت از حق پیروی میکنند.
خداوند تعالی میفرماید:
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ﴿١﴾ يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَىٰ وَمَا هُم بِسُكَارَىٰ وَلَـٰكِنَّ عَذَابَ اللَّـهِ شَدِيدٌ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [الحج].
ای صاحب رؤیا، این رؤیا پندی از سوی خداوند است تا بدانید که بر حق آشکار هستید و کسانی که مردم را از حق بازمیدارند، شما را دچار تردید و انحراف نکنند؛ زیرا آنان هرگز نمیتوانند شما را از عذاب خدا در امان نگاه دارند. محمد، فرستاده خدا، که صلوات و سلام خدا بر او و خاندانش باد، نیز فرمودند:
[كفى بالمرء أن يوعظ في منامه]
[برای پند گرفتن انسان، همین بس که در خواب به او پند داده شود.]
ایشان که صلوات و سلام بر ایشان باد، راست فرمودند.
رؤیا در حقیقت، پندی برای صاحب آن، یا مژدهای برای او، یا یادآوریای از سوی پروردگارش است تا در راه حق آشکار استوار بماند. اما درباره بازگشت مردم به سوی تو و توجهشان به این موضوع، این رؤیا مژدهای از جانب خداوند است که مردم در آینده از امام مهدی پیروی خواهند کرد؛ همان امامی که تو از او پیروی کردهای و مردم را به سوی او دعوت میکنی. اما متأسفانه، رؤیا نشان میدهد که این امر پس از آن رخ خواهد داد که خداوند، بهسبب رویگردانی مردم از دعوت به داوری بر اساس کتاب خدا و پیروی از آن، درسی به آنان بدهد.
اما درباره پدیدار شدن ماهها، این همان نشانه هشداردهندهای است که بارها تکرار میشود. مردم میبینند که ماه در شب سیزدهم ماه قمری به بدر کامل میرسد؛ یعنی پیش از شب نیمه ماه، قرص ماه کامل میشود، اما با این حال، از این نشانه پند نمیگیرند.
همچنین، درباره سیاره عذاب، از کتاب درمییابم که شب عبور آن از مقابل زمین، با شب کامل شدن ماه همزمان است؛ یعنی شبی که ماه بهطور کامل بدر میشود. تصدیق فرمودهٔ خداوند تعالی در سوره انشقاق:
{إِذَا السَّمَاءُ انشَقَّتْ ﴿١﴾ وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ ﴿٢﴾ وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ ﴿٣﴾ وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ ﴿٤﴾ وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ ﴿٥﴾ يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ ﴿٦﴾ فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ ﴿٧﴾ فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا ﴿٨﴾ وَيَنقَلِبُ إِلَىٰ أَهْلِهِ مَسْرُورًا ﴿٩﴾ وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ ﴿١٠﴾ فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا ﴿١١﴾ وَيَصْلَىٰ سَعِيرًا ﴿١٢﴾ إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا ﴿١٣﴾ إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ ﴿١٤﴾ بَلَىٰ إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا ﴿١٥﴾ فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ ﴿١٦﴾ وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ ﴿١٧﴾ وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ ﴿١٨﴾ لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ ﴿١٩﴾ فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠﴾ وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ ۩ ﴿٢١﴾ بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ ﴿٢٢﴾ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ ﴿٢٣﴾ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢٤﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الإنشقاق].
اما مردم با وجود مشاهدهٔ این رویداد، چنان بیاعتنا از کنار آن میگذرند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ با آنکه بهخوبی میدانند ماه پیش از شب نیمهٔ ماه به بدر کامل میرسد و این نشانهای هشداردهنده برای مردم، پیش از عبور کوکب عذاب از کنار زمین است. ازاینرو، خداوند تعالی میفرماید:
{فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠﴾ وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ ۩ ﴿٢١﴾ بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ ﴿٢٢﴾ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ ﴿٢٣﴾ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢٤﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم.
خدایا، به سلامت بدار، خدایا به سلامت دار، خدایا به سلامت دار و بیامرز و رحمت آور که تو مهربانترین مهربانانی.
خداوندا، آنان را ببخش؛ زیرا نمیدانند که من همان امام مهدیِ منتظَر و برحق هستم که تو مرا برگزیدهای، و همهٔ امور به سوی خدا بازمیگردد.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمه الله وبركاته .
وبعد هذه رؤيه هل من معبر وارجوا الاهتمام والنظر اليها
رايت اليوم بعد صلاه العصر رؤيه غريبه ومخيفه ولها دلالات وهي
اني كنت في خارج البيت وفي وقت مازال النهار فيه واني اعلم ان الساعه قد اقتربت وانا قد كنت سابقا ابلغت الناس عن علاماتها وقرب ظهور احداثها لكن لم يجب احد وكنت انا من المترقبين لاحداثها ظنن مني انها بقي لها قريب العام واكثر علي حسب ظني ولففت نظري الي السماء فوجدت شيء غريب في السحب وطريقه تجمعها فتابعت النظر اليها فوجدت السحب قد تجمعت بطول السماء علي شكل دائري مكونه الاف من البدر المكتمل فصار كل السماء مغطاه بهذا الشكل الدائري اشاره الي شكل البدر المكتمل مع سعه وكبر وتساوي هذه البدور وتغطيتها للافق فعرفت ساعتها انه في شيء سيحدث وثم دخلت الي البيت لانذر اهلي وكان بيتي متواضع شعبي ثم خرجث فمن امام بيتي بعده امتار اتظح لي ان الارض قد شقت كلها الي اربعه اقسام وكان بيتي يقع قريب من زاويه احد هذه الشقوق الاربعه بطول وعرض الكره الارضيه مثل تقطيعنا للبرتقاله تقطيع كامل الا ان هذه الاربعه الاجزاء رغم انشقاقها تماما الا انها مازالت متجاوره قريبه جدا من بعظها بسبب الجاذبيه بين الاجزاء مع انه قدر مسافه الشق هذا المتساوي ليس بالشق البصيط فكان اكبر من متر فبعدها دخلت الي بيتي وكان كانه قد حدث به بعض الخلل وكان السقف بعضه غير موجود فنظرت الي السماء ورايت انه في ناس يهون منها ببطء قد اصيبو وليس بوعيهم ورايت غصن ذره روميه مع ثقله يسقط ببطء شديد وكانه يسبح في الهواء مثل الريشه ففهمت انه حدث خلل للجاذبيه الارضيه فظعفت ولم تنعدم لان الذره والاجسام المتطايره كانت ما زالت تتجه ببطء الي الارض ببطء شديد فلمست هذه الذره بيدي ورايت خفتها علي يدي ثم تركتها وبعدها نظرت الي السماء وانها غير صافيه مثل الغيم المظلم واحسست ان شيء سيحدث من جهه السماء وما زالت الاحداث اتيه باشياء لانتوقعها ومن ثم رايت جسم يسقط علي داخل بيتي في جزء من البيت مثل الحوش او مكان زراعه الاشجار المنزليه فلم اهتم وبعدها عزمت بعد صلاه الفجر ان ابداء بالرحيل من بيتي والاتجاه الي وسط الربع الذي انا فيه من الاض حتي اذا قدر الله وتوسعت الفجوه والشرخ الارضي بانهيارات نكون نسبيا في مامن من ذالك وكذالك جميع الناس في جميع الارباع بداوا يتحركون ويوظبو امتعتهم للتحرك الي اوساط الارض كلا في الربع الذي هو فيه وكان الحياه ستستمر ولا احد يجزم بشيء محدد وبعدها دخلت عندي امراه كنا نتحد بما حدث وانها قد تعبت ومرضت بسبب ما حدث وبعدها دار نظري الي الجهه التي رايت الجثه سقطت فيه فاذا الجثه اخذه وظعيه السجود وكانت لمراءه مكشوف اغلب جسمها وكان شديد البياض مثل جلد الموتي
وانتبهت الي عظله الساق ورايت بعض الاضطراب والحركه فحدثت المراه التي عندي وفجاه ترفع المراءه وجهها وتطلب المساعده منا وهنا خفت وفزعت فزع شديد ولم استطع النظر اليها فما كان من المراءه التي عندي الا ان قامت لمساعدتها رغم اعيائها لانها مرت بنفس الاحداث وارادت مساعدتها هنا انا خرجت من البيت لانظر الحال في الخارج فرايت احد الناس ينظر بتجاهي وكان يريد محادثتي عما صار واستحي من ذالك لانه كان قبل هذا الحدث من المكذبين لانذاري لهم وبعدها سمعت عن بعض الناس والاصدقاء بانهم نوو الاجتماع وارسال طلبي ليسمعو مني ماكنت من قبل احدثهم به وكانو لا يهتموا لامري فبداوا يهتمو في الموظوع وتم لنا القاء معهم الا انه كان منهم من هم في جهات اخري من الشق الارضي الذي انا فيه فجتمعنا في الشارع في الخلاء يفصل بين بعضتا شق الارض وبدات احدثهم ورايت منهم الاجابه والتصديق ثم سالو ماذا بعد ذا فقلت لا اعلم ولكن الله قال في سوره الدخان اشاره الي الاحداث وبدات اقراء الايات التي فيها ذكر الدخان وطلب الناس ووو الي نهايه الايات وهنا انقطعت الرؤيا ؟؟؟؟
اما انا فتفسيري واظنه له معني للتقسيم الكره الارضيه الي اربعه اجزاء الله اعلم انه اشاره الي وقت معين او اشهر معينه ولقد قرات للامام فيما سبق انه ما يزال في علم الحساب تفسير الاربعه الاشهر ولم افهم ما المقصود بها
المهم اني رايت الي ان الاربعه الاقسام اشاره الي وقت لان الامام مسبقا قال ان الساعه الحقيقيه لقيام يوم القيامه هي الارض ومنها يبداء الانهيار العظيم للكون فهي دلاله علي وقتها ومنها يبدا الوقت للساعه وايظا ان كل الكواكب والمجران والسموات السبع بما فيها تدور في محور الارض وحولها لان سماء الدنيا هي اول السموات السبع وارجوا من الامام ان يفسر الرؤيا بالحق ان كانت تعني شيء سيحدث والمشكله ان اليوم يعتبر من ايام اكتمال البدر وهو نصف الشهر واليالي البيض فهل من معبر احسن من تفسيري ووالله اني دائما اري الرؤيه فتقع مثل ماهي اوقريب منه جدا فاخاف ان تكون تقع والعياذ بالله ببدا انهيارات للارض والكوارث التي تحيل بيننا وبين اشياعنا من التوصل اليهم ومحادثتهم بسبب كثره كوارث الارض وغيرها وان النهايه اقرب من ما نتصور
والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته.
—
انتهى الاقتباس من بلقرآن نحيا
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على رسل الله أجمعين وآلهم من أوّلهم إلى خاتمهم وجميع التابعين للحقّ إلى يوم الدين..
قال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ﴿١﴾ يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَىٰ وَمَا هُم بِسُكَارَىٰ وَلَـٰكِنَّ عَذَابَ اللَّـهِ شَدِيدٌ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [الحج].
ويا صاحب الرؤيا إنما الرؤيا موعظةٌ من الله لتعلموا أنكم على الحقّ المبين حتى لا يفتنكم الذين يصدّون الحقّ فلن يغنوا عنكم من الله شيئاً، وقال محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [كفى بالمرء أن يوعظ في منامه] صدق عليه الصلاة والسلام.
وإنما الرؤيا موعظةٌ لصاحبها أو بشرى له أو ذكرى له من ربّه ليَثبت على الحقّ المبين. وبالنسبة لرجوع الناس إليك والاهتمام بالأمر فإنها بشرى من الله أنّ الناس سوف يتّبعون الإمام المهديّ الذي اتبعتَه والذي تدعو إليه، ولكن للأسف إنّ الرؤيا تفيد أنه بعد أن يُلقِّنهم الله درساً بسبب الإعراض عن الدعوة إلى تحكيم كتابه واتِّباعه.
وبالنسبة لظهور الأقمار فإن ذلك هو الشرط المُتكرِّر والنذير فيشاهدُ البشر أن القمر البدر يكتمل بعد مرور ثلاثة عشر يوماً من الشهر، بمعنى أن يصل إلى طور البدر المكتمل قبل ليلة النصف من الشهر ولم يُحدِث لهم ذلك ذِكرا.
وكذلك كوكب العذاب أجد في الكتاب أنّ ليلة مروره ليطابق أرض البشر يوافق ليلة اكتمال البدر حين يتّسق القمر بدراً تصديقاً لقول الله تعالى في سورة الإنشقاق:
ولكن ذلك الحدث يمرّ عليهم وكأنّ شيئاً لم يحدث برغم أنهم يعلمون علم اليقين أنّ القمر يكتمل بدراً قبل ليلة النصف من الشهر نذيراً للبشر قبل مرور كوكب العذاب على أرض البشر ولذلك قال الله تعالى: {فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠﴾ وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ ۩﴿٢١﴾ بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ ﴿٢٢﴾ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ ﴿٢٣﴾ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢٤﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم.
اللهم سلِّم، اللهم سلِّم، اللهم سلِّم واغفر وارحم وأنت خير الراحمين. اللهم اغفر لهم فإنهم لا يعلمون أنني أنا الإمام المهديّ المنتظَر الحقّ باختيارك، وإلى الله تُرجع الأمور.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
___________