الإمام ناصر محمد اليماني
14 - محرّم - 1429 هـ
23 - 01 - 2008 مـ
۳- بهمن – ۱۳۸۶ه.ش.
12:11 صبح
ـــــــــــــــــــ
نفی حدیثی که میگوید در قرآن عظیم، خداوند سومین خدا از سه خدا است...
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآل بيته الطيبين الطاهرين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدّين في كلّ زمانٍ ومكانٍ ولا أفرّق بين أحدٍ من رسله وأنا من المسلمين، ثم أمّا بعد.. ای مسلمانان خردمندی که بدون شناخت در مورد چیزی سخن نمی گویند و درباره چیزی که از آن آگاهی ندارند فتوا نمیدهند و بدون علم و هدایت و کتاب منیر؛ درمورد خدا مجادله نمیکنند. آنان که قبل از تدبر و تفکر حکم نمیدهند و سخن را قبل از تمام شدنش قطع نمیکنند و آنگاه از بهترینها پیروی مینمایند. اینها به حق هدایت شده و از نزد خداوند مورد مغفرت قرار گرفته و اجر بسیار بزرگی دارند. به نام خداوندی که خدایی جز او نیست و یکتا و بیشریک است، به نام پروردگارم و پروردگارتان از شما میخواهم اگر دیدید من در گمراهی آشکارهستم؛ از گفتن حق ابا نکرده و سکوت نکنید و پروردگار عالمیان دفاع از حدود دین حنیف اسلامی را واجب کرده است تا با تمام دانش و برهانی که دارید از آن دفاع کرده و تشکیک کنندگان را خاموش سازید و اگر مرا بر حق دیدید ولی حق را ولو فقط با تصدیق آن- که پایینترین مرحله ایمان است- یاری نکردید؛ در برابر پروردگارعالمیان که همراه من و شماست و میشنود و میبیند چه خواهید کرد؟ و شاهد بودن خدا میان من و شما کافی است.
ای جماعت مسلمین؛ من از شما دعوت میکنم به کتاب خداوند و پروردگار عالمیان – قرآن عظیم- باز گردید و اگر گمشدهی خود را در کتاب خدا قرآن عظیم نیافتیم؛ چیز دیگری جز سنت محمد رسول الله نداریم تا در آن به دنبال گمشدهی خود بگردیم و ناصر محمد یمانی چیزی جز کتاب خدا و سنت رسولش- علیه الصلاة و السلام- ندارد. اما من سادهلوح نبوده و نسبت به حق، کر و گنگ و کور نیستم و پناه برخدا از چیزی پیروی کنم که از آن آگاهی ندارم چرا که خداوند به من گوش و چشم و قلب عنایت نموده است؛ زیرک و دانا هستم و فرقانی از جانب خداوند تعالی به من عنایت شده تا حق و باطل را از هم تمیز دهم و باطل را زیر پا افکنده و کتاب خدا و سنت حق رسولش را مانند تاج بر سرم بنهم.
ای عجب از علمای مسلمین؛ کسانی که احادیث وارده را قبل از این که با قرآن عظیم مقایسه کنند تا ببینند آیا با قرآن اختلاف دارد یا نه؛ به امت میآموزند. مثل حدیثی که میگوید در قرآن عظیم، خداوند سومین خدا از خدایان سهگانه است و این هدف اهالی باطل از این حدیثی است که به دروغ به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نسبت دادهاند:
اقتباس المشاركة :
البخاری از ابی سعید نقل کرده که مردی شنید که شخصی قل هو الله احد را قرائت و تکرار میکرد صبح به حضوررسول الله صلی الله علیه وسلم رسید و این را به ایشان گفت و مرد گمان میکرد این کم است و رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: قسم به خدایی که جان من به دست اوست این سوره معادل یک سوم قرآن است. مسلم از ابی الدراداء از نبی صلی الله علیه و سلم نقل میکند: آیا شما قادر نیستید شبی یک سوم قرآن را قرائت کنید؟ گفتند: چطور یک سوم قرآن را قرائت کنیم. فرمود: قل هوالله احد معادل ثلث قرآن است. مسلم از ابی هریره نقل میکند: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: جمع شوید تا ثلث قرآن را برایتان قرائت کنم. همگی جمع شدند و سپس نبی الله صلی الله علیه و سلم خارج شدند و قل هو الله احد را قرائت کرده و داخل رفت. برخی از مردم به دیگران گفتند: نظر من این است که خبری از آسمان به او رسیده است. و برای همین داخل رفت. سپس نبی الله صلی الله علیه و سلم فرمود: من به شما گفتم ثلث قرآن را قرائت خواهم کرد؛ همانا که این سوره معادل ثلث قرآن است.
—
انتهى الاقتباس
ولی امام حق ناصر محمد یمانی به کلی نسبت به احادیث باطل کافر است و شهادت میدهم «لا اله الا الله الأحد الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد» و تمام حقایقی که در قرآن عظیم آمده است فقط دعوت به سوی این حقیقت ثقیل و سنگین است که «لا إله إلّا الله وحده لا شريك له» و همچنین خلاصه تمام کتب آسمانی که خداوند رسولان خود را با آنها برانگیخته همین قول سنگین و ثقیل است: «لا إله إلّا الله وحده لا شريك له»
ما جز او را عبادت نکرده و هیچ چیز را با خداوند سبحان برابر نمیگیریم! آیا تمام انبیا و رسولان با این سخن نیامدهاند:
{قُلْ هُوَ اللَّـهُ أَحَدٌ ﴿١﴾} [الإخلاص]؟ «لا إله إلّا هو وحده لا شريك له»
این خلاصه تمام آن چیزی است که در تمامی کتب آسمانی برای مردم آمده است.
{وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ} صدق الله العظيم [النحل:۳۶].
و این سخن ثقیل و بسیار سنگین، حقیقت و خلاصه تمام آن چیزی است که در کتب آسمانی آمده است و همچنین حقیقت و خلاصه تمام آن چیزی است که در قرآن عظیم آمده است و تمام مجادلهها و برهانهای حقی که در تمام قرآن درباره قصاص و عذاب آمدهاند، برای نداشتن توحید است چون مشرکان، برای پروردگارشان، همانند قایل شده و برایش همتای دوم و سوم میگیرند. برای همین هم، اهل باطل به شما میگویند «قل هوالله احد» معادل ثلث قرآن است تا این وَهم و گمان را در شما ایجاد کنند که مقصود رسول الله اجر قرائت آن است و این که قرائت آن معادل اجر قرائت ثلث قرآن است. خیر آنها به دنبال هدف باطلی هستند و میخواهند خدا را سومین خدا از سه تا قرار دهند و «الله الأحد الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد» را تنها معادل یک سوم قرآن قرار دهند! ولی محمد رسول الله چنین چیزی نگفتند؛ بلکه فرمودهاند:
[من قرأ القرآن فإنّ له بكل حرفٍ حسنة، والحسنة بعشر أمثالها، ولا أقول «الم» حرف بل ألف حرف واللام حرف والميم حرف].
[هرکس قرآن قرائت کند با هر حرفی از قرآن اجر-حسنه- می برد و هر حسنه ده برابر میشود ونمی گویم «الم» یک حرف است بلکه «الف» یک حرف و «لام» یک حرف و «میم» یک حرف].
و لذا خداوند به شما امر میکند کتاب عزیز او را قرائت نموده و در آن تدبر کنید تا بدانید: «الله لا إله إلّا هو وحده لا شريك له» و آیات قرآن ایمان و استواری شما در مورد این که «الله لا إله إلّا هو وحده لا شريك له» بیشتر میکند. اما کسانی که دانسته به خدا و رسولش نسبت دروغ میزنند؛ اهداف دیگری دارند و از جمله این که اهالی باطل با شما مجادله کرده و میگویند: «مادامی که الله الأحد معادل یک سوم قرآن است؛ دو سوم دیگر میماند که مسیح عیسی بن مریم و مادر او هستند؛ پس خدا یکی از سه تاست!». اما من مهدی منتظر حق؛ به خدا و رسولش چیزی جز حق نسبت نداده و درباره سخن ثقیل «الله لا إله إلّا هو وحده لا شريك له»چنین فتوا میدهم که: هیچچیز در کتاب معادل خداوند نیست و جز او خدای دیگری در کتاب وجود ندارد و در تمام آسمانها و زمین چیزی معادل اجر کلمه توحید وجود ندارد وهیچچیز با وزن کلمه توحید قابل قیاس نیست؛ این سخن ثقیلی در قرآن عظیم است و تمام آنچه که در قرآن با برهان خطاب به مردم آمده همین است که خدایی جز خداوند وجود ندارد. پس از خدا بترسید و از من پیروی کنید و احدی را با خدا شریک نگیرید و همراه خدا کسی را نخوانید و جز خداوند یکتا و بیشریک؛ چیزی را عبادت نکند و با قلبی سلیم به ملاقات او بروید. و اکثر شما ایمان نمیآورید مگر آلوده به شرک و با خواندن بندگان مقرب خدا نسبت به او شرک میآورید. گروهی از مردم مسیح عیسی بن مریم و مادرش را به جای خدا عبادت میکنند و گروهی دیگر طاغوت را، درحالیکه [به خوبی آگاه بوده و] میدانند او ابلیس شیطان رجیم است و از حضور او در باطن زمین [زمین مفروشه] خبر دارند. او به آنان وعده مىدهد و با آرزوها، سرگرمشان مىسازد و شیطان جز فریب و نیرنگ، وعدهاى به آنان نمىدهد. [اشاره به آیه کریمه سوره النساء: يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ ۖ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا ﴿١٢٠﴾]. شیاطین مؤنث از نسل یهود تولید مثل زیادی کردهاند و اکثریت ساکنان زمینی را تشکیل میدهند که در باطن زمین شماست؛ این زمین همان زمینی است که «أرض الراحة والأنام» نامیده میشود و این زمینی است که خداوند در آیات محکم کتاب در مورد آن میفرماید:
{وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الرحمن]،
و این زمین بهشت خداست که با سبزه پوشیده شده و جنت خدا در زمین است که آن را گسترش داده و –از سبزه- پوشانده است و خداوند تعالی درمورد آن میفرماید:
{وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿٤٨﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
نمیتوانید این آیات را با سطح زمین تطبیق دهید؛ چون اولاً تمام سطح زمین از سبزه پوشیده نیست و جایگاهی است برای جانداران و بیجانان[اشاره به آیات کریمه سوره المرسلات: أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا ﴿٢٥﴾ أَحْيَاءً وَأَمْوَاتًا ﴿٢٦﴾] و دوم این که با ناهمواریها و پستی بلندیهای سطح زمین قابل تطبیق نیست. چون شما میدانید زمین کروی است و مسطح و یک دست نیست؛ مگر نمیبینید خداوند چقدر با دقت توصیف میکند: {فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ}؟
و این توصیف صاف بودن آن زمین با دقت بسیار بالاست به طوری که وقتی خورشید در دروازه جنوبی آن قرار میگیرد هیچچیز مانع شعاع آن نمیشود؛ بلکه تمام مسیر زمین مفروشه را بدون هیچ مانعی طی کرده و از دروازه شمالی اشعه خورشید خارج شده و وارد فضا میشود. به این معنی که اگر یکی از شما در دروازه شمالی قرار بگیرد و خورشید بر دروازه جنوبی بتابد؛ میتواند خورشید را ببیند و خداوند شاهد و وکیل سخن من است. ابن عمر ناصر و یاور حق نشانههای تصدیق علمی و منطقی این موضوع را در عالم واقعیات و حقایق برای شما گذاشته است. ممکن است نادانانی که مانند چهارپایان هستند بگویند: «او با علوم کافران اینها را ثابت میکند؛ ما را با علم آنان چکار؟». امام ناصر یمانی در پاسخ میگوید: والله شما مانند خری هستید که کتاب بر پشتش میبرد و نمیفهمد بارش چیست؛ چون من از کتاب خدا قرآن عظیم با شما سخن میگویم نه کتابهایی که کافران نوشتهاند. باید در علوم کافران جستوجو کنید تا نشانههای تصدیق را بیابید و اگر چیزی یافتید که با آیات محکم قرآن تطابق داشت؛ در آن مورد خاص؛ قبولش کنید و اگر علومشان مخالف قرآن بود، بدانید علوم قرآنی حق هستند و هر کس از آن علومی که مخالف آیات محکم و واضح و روشن قرآنی هستند؛ پیروی کرد، به آن چه که در قرآن عظیم آمده است؛ کافر شده و چه کسی راستگوتر از خداوند است؟
ای جماعت مسلمین، آیا عقل دارید؟ من که با خرافات با شما سخن نمیگویم، بلکه با عقل و منطق به شما میگویم خداوند در قرآن از زمینی سخن میگوید که دو مشرق و دو مغرب دارد. خداوند تعالی میفرماید:
{رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [الرحمن]، و این زمینی است که زیر پای شما و در اعماق زمین قرار دارد. خداوند تعالی میفرماید:
{رَّبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [المزمل]، و این زمین مسطح بوده و زمینی است که دارای دو مشرق است. آیا شما زمینی پیدا کردهاید که دو مشرق و دو مغرب داشته باشد؟ به خداوند علی العظیم قسم که خیر. جز یک مشرق و یک مغرب چیز دیگری نمییابید، پس چگونه چنین امری ممکن است؟ پس باید خورشید از یک جهت طلوع و در جهت مقابل غروب کند. این در تمام کشورها و تمام زمین صادق است و این زمین تنها یک مشرق و مغرب دارد. لذا ای جماعت مسلمین، اگر نسبت به تأویل حق، کافر شوید؛ چگونه میخواهید این آیه را بر زمین مسطح کروی تطبیق دهید که مشرقها در یک جهت و مغربها در جهت مقابل داشته باشد؛ ولی این مشرقها ومغربها تنها دو جهت هستند؛ جهت غرب و جهت شرق، اگر خورشید هر روز از یک مکان در شرق طلوع و در جهت مقابل آن در غرب غروب میکرد و این معنی فرموده خداوند تعالی است:
{فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ} صدق الله العظيم [المعارج:۴۰]، اما برهان واضح برای این که بفهمید مقصود مشرقها در یک جهت و مغربها در جهت مقابل است در این آیه مییابید که خداوند تعالی میفرماید:
{وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا} صدق الله العظيم [الأعراف:۱۳۷]. لذا معنی این فرموده خداوند تعالی:
{رَّبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ} برایتان روشن شد؛ یعنی سمت شرق و سمت غرب. و همچنین برایتان روشن شد معنی این فرموده خداوند تعالی چیست:
{الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ}
یعنی همه مشارق در یک جهت و همه مغارب در یک جهت هستند؛ ولی ای جماعت مسلمین با حقیقت این فرموده خداوند تعالی چه میکنید:
{رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [الرحمن]؟
ناصر یمانی قرآن را از روی میل و گمان- که کسی را از حق بینیاز نمیکند- تفسیر نمیکند. بلکه میدانم نیازی ندارم که برای قرآن با ظن و نظر شخصی تفسیر بیاورم؛ خداوند این کتاب را «مثانی» * قرار داده و برخی آیات، آیات دیگر را تفسیر میکنند و خداوند آن را به تفصیل آورده است؛ پس به دنبال تأویل حق این آیه گشتم:
{رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [الرحمن] و دریافتم دو مشرق در دو جهت مقابل هم هستند و دورترین فاصله در زمین فاصله این دو نقطه متقابل است که در دو جهت مختلف قرار دارند. برای همین انسان به قرین شیطانی خود میگوید:
{يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ} صدق الله العظيم [الزخرف:۳۸]. لذا ای مسلمانان؛ دو مشرق در یک جهت نیستند بلکه در دو جهت قرار دارند که خورشید از آنها طلوع میکند - درحالیکه مقابل هم هستند- و دورترین فاصله در زمین فاصله دو مشرق است؛ چگونه چنین چیزی ممکن است؛ جز این که تصدیق کنید در باطن و اعماق زمین که در آن زندگی میکنید زمینی و عالمی دیگر وجود دارد [تحت الثری] و خداوند تعالی میفرماید:
{لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [طه]. ای مسلمانان؛ شما را چه میشود که نمیخواهید به حق اعتراف کنید؛ حقیقتی که در عالم واقعیات و حقایق درستی آن را بدون شکوتردید خواهید دید. به خداوند بزرگ قسم میخورم که قرآن را بهناحق بیان نمیکنم؛ به این بیان توجه ویژه داشته و با دقت زیاد معنی لغات را جستجو کنید و هرچه که مخالف قرآن عظیم است رها کنید؛ اینها اقوال ظنی است؛ مانند این ظن که داخل زمین خورشیدی وجود دارد و برای همین نورش از دروازه شمالی خارج میشود! ولی من با این گفته آنها مخالفم و بیان حق را از قرآن عظیم آورده و میگویم:
بلکه زمین مفروشه دو مشرق دارد، یکی در دروازه جنوبی آن است و زمانی که خورشید در دروازه جنوبی غروب کرد؛ دوباره از دروازه شمالی بر آن طلوع میکند و این مشرق دیگر این زمین است. پس این زمین دو مشرق و دو مغرب دارد؛ آیا فکر نمیکنید؟
ای جماعت مسلمین؛ آیا قرآن عظیم که با آن با شما مجادله کرده و با تحدی، تطابق آیات آن با عالم واقعیات را به شما نشان میدهم؛ برایتان سودی ندارد و باعث اندرز و یادآوری شما نمیشود! ای مسلمانان راه حل چیست تا تصدیق کنید من به حق مهدی منتظر خلیفه خدا درزمین هستم؟ آیا نمیخواهید مرا تصدیق کنید مگر این که عذاب دردناک را به چشم ببینید؟ پس همان چیزی را به شما خواهم گفت که نبیُّ الله نوح به مردمش گفت:
{يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّـهِ فَعَلَى اللَّـهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ ﴿٧١﴾ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ ۖإِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّـهِ ۖ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [يونس]. و از خدا میخواهم به قضاوتی که قوم نوح، بعد از جمعبندی کارشان با اتفاق نظر به آن رسیده و به نوح گفتند نرسید که:
{يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ} صدق الله العظيم [هود:۳۲]. گمان نمیکنم شما سخنان آنها را بگویید چون شما به قرآن عظیم ایمان دارید ولی به نشانههای پروردگارتان یقین ندارید. مشکل شما این است و به همین دلیل نه تصدیق میکنید و نه تکذیب. اما دودلی و تزلزل تا کی؛ نه با کافرانید و نه با من؟ آیا این سیاست شما در باب عقیده است: عدم ثبات و تزلزل؟ شما نه با بوش کوچک هستید نه با مهدی منتظر! چقدر رهبران شما، رهبران بدی هستند؛ آنها بندگان کرسی حکومت و دنیا شدهاند و چقدر علمای شما علمای بدی هستند که بر اساس رغبت و خواست رهبران فتوا میدهند و چقدر تعامل بین شما بد است، هر طور که عمل کنید خداوند طبق آن برای شما ولیّ مقرر میکند. اگر در برابر یکدیگر از خدا نترسید؛ خدا هم کسی را متولی امرتان میکند که از خدا نمیترسد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿١٢٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
همچنین تصدیق حدیث حق بیان از محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود:
[كيف ما تكونوا يولّى عليكم]
[ هرطور باشید؛ همانند شما بر شما گمارده میشود]
صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
ای مردم به خداوند علی العظیم البرّ الرحیم قسم؛ به خداوندی که انسان را از گل سفالگون خلق نمود و از ملائکه مقرب خواست را او سجده کنند قسم که من مهدی منتظر خلیفه خدا در زمین هستم. خداوند نه قسم مرا حجت قرار داده است و نه اسمم را؛ بلکه علم برای مردمانی که اهل تعقل باشند حجت است؛ آیا تقوا نمیکنید؟ اگر آنگونه که شما عقیده دارید اسم حجت بود؛ نامی که ابوطالب بر نبی امیّ علیه الصلاة و السلام مینهاد با تقدیر خداوند «احمد» میبود. اما با تقدیر خداوند نام محمد را بر او نهاد میدانید چرا؟ برای این که بدانید خداوند در کتاب علم را حجت قرار داده نه اسم.
و شهادت میدهم محمد رسول الله همان احمد رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- رسول الله و خاتم النبیین است و شهادت میدهم من مهدی منتظرم و اسمم با اسم پدرم همراه نام محمد رسول الله است تا نام، حامل خبر باشد و امر و علامت و حقیقت شأنم را نشان دهد ولی اکثر شما نسبت به این حکمت جاهل هستید و خداوند چیزی از حکمت به شما عطا نفرموده است و خداوند به هر کس حکمت عطا نماید خیر زیادی در اوست ولی خیر شما کجاست؟ آیا میان شما مردان مؤمنی نیستند که به عهد خود با خدا وفا کنند و پیرو ظن نباشند چرا که ظن و گمان کسی را از حق بینیاز نمیکند، آیا میان شما کسانی نیستند که ندانسته به خدا نسبت ندهند و سخنان را شنیده و از بهترین آنها پیروی کنند؟ تا کی تزلزل و بیثباتی و تا کی این سکوت هولناک و عجیب! یا تصدیق کنید یا تکذیب و خداوند بین من و شما حکم میکند که او اسرع الحاسبین است. دوست نداشتم [با قرآن] میان من و مسلمانان حکم شود بلکه باید با قرآن عظیم بین من و کافران حکم شود ولی مسلمانان به شأن من اعتراف نمیکنند؛ انگار نه انگار که میان آنها هستم! و انا لله و انا الیه الراجعون...
به خدا قسم تنها کسانی بیان حق را درک میکنند که خداوند از نزد خود نور فرقان به آنان عطا کرده باشد تا حق و باطل را تشخیص دهند و اگر خداوند به کسی نور ندهد؛ نوری نخواهد داشت و سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین.
إمامكم المبين المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.
ــــــــــــــــــ
الإمام ناصر محمد اليماني
14 - محرّم - 1429 هـ
23 - 01 - 2008 مـ
12:11 صباحاً
ـــــــــــــــــــ
نفي الحديث الذي يقول بأنّ الله ثالث ثلاثةٍ في القرآن العظيم ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآل بيته الطيّبين الطاهرين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدّين في كلّ زمانٍ ومكانٍ ولا أفرّق بين أحدٍ من رسله وأنا من المسلمين، ثم أمّا بعد..
يا معشر المسلمين أولي الألباب منهم الذين لا يهرفون بما لا يعرفون ولا يُفتون بما لا يعلمون ولا يجادلون في الله بغير علمٍ ولا هُدًى ولا كتابٍ منيرٍ، والذين لا يحكمون من قبل التّدبر والتّفكر، ولا يُقاطعون القول قبل نهايته ومن ثمّ يتّبعون أحسنه أولئك هم المهتدون حقّاً لهم مغفرةٌ من ربّهم وأجرٌ عظيمٌ. سألتكم بالله الذي لا إله إلا هو وحده لا شريك له ربّي وربّكم أن لا تصمتوا عن الحقّ لئن رأيتموني في ضلالٍ مبينٍ وذلك واجبٌ فرضٌ من الله ربّ العالمين أن تذودوا عن حياض الدّين الإسلامي الحنيف بكلّ ما أوتيتم من علمٍ وسلطانٍ يلجم الممترين، وإن كنتم تروني على الحقّ ثمّ لا تنصرون الحقّ بالتصديق أضعف الإيمان؛ فما هو موقفكم بين يديّ الله ربّ العالمين الذي هو معي ومعكم يسمعُ ويرى؟ وكفى بالله شهيداً بيني وبينكم.
ويا معشر المسلمين، إنّي أدعوكم إلى الرجوع إلى كتاب الله ربّ العالمين ذلك القرآن العظيم، وإذا لم نجد ضالتنا في كتاب الله القرآن العظيم فليس لدينا إلا التّوجّه إلى سنّة محمد رسول الله للبحث عن ضالتنا وليس لدى ناصر محمد اليماني غير ذلك شيئاً كتاب الله وسُنّة رسوله عليه الصلاة والسلام، ولكنّي لستُ إمّعةً أصمَّاً أبكمَاً أعمى عن الحقّ، وأعوذ بالله أن أتّبع ما ليس لي به علم وقد جعل الله لي سمعاً وبصراً وفؤاداً؛ لهيمٌ فهيمٌ ذو فرقانٍ من لدنه تعالى لأُفرِّق بين الحقّ والباطل وأفرك الباطل بنعل قدمي وأجعل كتاب الله وسُنّة رسوله الحقّ فوق رأسي.
ويا عجبي من علماء المسلمين من الذين يُعلِّمون الأمّة أحاديثَ واردة قبل أن يقوموا بالمقارنة بينها وبين القرآن العظيم هل تخالف القرآن في شيء؟ كمثال الحديث الذي يقول بأنّ الله ثالث ثلاثةٍ في القرآن العظيم وذلك ما يريده أهل الباطل في حديثهم المُفترى عن رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم ومنها:
ولكنّ الإمام الحقّ ناصر محمد اليماني يكفر بأحاديث الباطل جُملةً وتفصيلاً، وأشهد أن لا إله إلا الله الأحد الصمد لم يلد ولم يولد ولم يكن لهُ كفواً أحد؛ وجميع ما جاء في القرآن العظيم من الحقّ لا يدعو إلا إلى حقيقة هذا القول الثقيل (لا إله إلّا الله وحده لا شريك له)، وكذلك جميع الكتب السّماويّة التي بعث الله بها رُسله إلى العباد خلاصتها هو هذا القول الثقيل (لا إله إلّا الله وحده لا شريك له)، فلا نعبد سواه ولا نعدل به أحداً سبحانه! فهل جاء جميع الأنبياء والمرسَلين إلا بهذا القول: {قُلْ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾} [الإخلاص]؟ (لا إله إلّا هو وحده لا شريك له) وذلك خلاصة ما جاء في جميع الكتب السّماويّة إلى النّاس.
وقال الله تعالى: {وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِىٓ إِلَيْهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعْبُدُونِ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
وقال الله تعالى: {وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَٱجْتَنِبُوا۟ ٱلطَّٰغُوتَ} صدق الله العظيم [النحل:36].
والقول الثقيل هو حقيقة وخلاصة جميع ما جاء في الكتب السّماويّة، وكذلك حقيقة وخلاصة جميع ما جاء به القرآن العظيم وجميع القرآن يجادل ويبرهن بالحقّ بالقصاص والعذاب نظراً لعدم توحيد الله، وذلك لأنّ المشركين بربّهم يعدلون فيجعلون له نِدّاً ثانياً وثالثاً، ولذلك قال أهل الباطل لكم أنّ قل هو الله أحد تعدل ثُلث القرآن، ويوهمونكم بأنّ رسول الله يقصد الأجر بقوله أنّ الله الأحد يعدل ثلث القرآن في الأجر؛ بل هم يريدون الباطل ليجعلوا الله ثالث ثلاثةٍ فأصبح الله الأحد الصمد لم يلد ولم يولد ولم يكن لهُ كفواً أحد لا يعدل إلا ثلث القرآن! ولكنّ محمداً رسول الله لم يقُل ذلك بل قال:
[من قرأ القرآن فإنّ له بكل حرفٍ حسنة، والحسنة بعشر أمثالها، ولا أقول (الم) حرف بل ألف حرف ولام حرف وميم حرف].
وكذلك أمركم الله بتلاوة كتابه العزيز وتدبّره لتعلموا أنّه (الله لا إله إلّا هو وحده لا شريك له) فتزيدكم آيات القرآن إيماناً وتثبيتاً على أنّه (الله لا إله إلّا هو وحده لا شريك له)، ولكنّ الذين يقولون على الله ورسوله الكذب وهم يعلمون لهم مآرب أخرى ومنها ليجادلَكم أهل الباطل فيقولوا: "ما دام الله الأحد يعدل ثلث القرآن فقد بقي ثلثان وهما المسيح عيسى ابن مريم، وأمّه إذاً الله ثالث ثلاثة".!
ولكنّي أنا المهديّ المنتظَر الحقّ حقيق لا أقول على الله ورسوله غير الحقّ أفتي بأنّ القول الثقيل (لا إله إلّا الله وحده لا شريك له) لا يعدله شيءٌ في الكتاب ولا إله غيره في الكتاب، ولا يعدل أجر كلمة التوحيد بالإخلاص في الميزان جميع السماوات والأرض يرجح بهنّ وزن كلمة التوحيد في الميزان، وذلك هو القول الثقيل في القرآن العظيم وجميع ما جاء في القرآن يخاطب بالبرهان أنّه الله لا إله إلّا هو، فاتّقوا الله واتّبعوني فلا تشركوا بالله أحداً ولا تدعوا مع الله أحداً ولا تعبدوا إلّا الله وحده لا شريك له تلقون الله بقلوبٍ سليمةٍ، وما يؤمن أكثركم إلّا وهم بربّهم مشركون فيدعون من دونه عباده المقرّبين، وطائفةٌ من النّاس يعبدون المسيح عيسى ابن مريم وأمّه، وطائفة يعبدون الطاغوت وهم يعلمون أنّه الشيطان الرجيم إبليس ويعلمون أنّه باطن الأرض فهو يَعِدهم ويمنّيهم وما يعدهم الشيطان إلا غروراً، واستكثر شياطين الإناث من نسل اليهود وهم أكثر سكان الأرض الباطن من تحت أقدامكم، وتلك الأرض هي أرض الراحة والأنام، وتلك الأرض هي التي قال الله عنها في محكم كتابه: {وَٱلْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَٰكِهَةٌ وَٱلنَّخْلُ ذَاتُ ٱلْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَٱلْحَبُّ ذُو ٱلْعَصْفِ وَٱلرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الرحمن]، وتلك الأرض هي جنّة الله المفروشة بالخضرة فهي جنّة الله في الأرض فرشها فمهّدها تمهيداً، وقال الله عنها: {وَٱلْأَرْضَ فَرَشْنَٰهَا فَنِعْمَ ٱلْمَٰهِدُونَ ﴿٤٨﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
ولا تستطيعون أن تطبِّقوا هذه الآية على سطح الأرض أولاً لأنّها ليست مفروشةً بالخضرة كفاتاً أحياءً وأمواتاً، وثانياً لا تستطيعون أن تطبّقوا هذه الآية على تضاريس سطح الارض لأنّكم تعلمون أنّها كرويّة وليست ممهّدة مستوية، ألم تنظروا لدقّة قوله تعالى: { فَنِعْمَ ٱلْمَٰهِدُونَ}؟ وذلك وصف الاستواء بدقّةٍ متناهيةٍ لدرجة أنّ الشّمس إذا كانت مقابل البوابة الجنوبيّة فلا يتصدّى لأشعتها شيءٌ؛ بل تخترق الأرض المفروشة الممهدة حتى تخرج أشعة الشّمس من البوابة الشّماليّة إلى الفضاء، بمعنى أنّ لو كان أحدكم واقفاً في البوابة الشّماليّة في حين أنّ الشّمس بازغةٌ من البوابة الجنوبيّة فسوف يُشاهد قرص الشّمس، والله على ما أقول شهيدٌ ووكيلٌ. وقد أنزل لكم ابن عمر الناصر للحقّ آيات التصديق للتطبيق بالعلم والمنطق على الواقع الحقيقيّ، ولربّما الجاهلون الأغبياء الأنعام منكم سوف يصدّون عن الحقّ فيقولون: "إنّه يثبت بعلوم الكفر، وما لنا وما لهم وعلمهم"؟ ومن ثمّ يردّ عليه الإمام ناصر اليماني فيقول: وتالله إن مثلك كمثل الحمار يحمل الأسفار ولكنه لا يفهم ما يحملُ على ظهره، وذلك لأني لا أخاطبكم من كُتيّبات الكفار بل من كتاب الله القرآن العظيم، وإنّما ابحثوا في علوم الكفار لتطبيق التصديق، فما وجدتموه قد تطابق مع آيات الله المحكمات فصدِّقوه في ذلك وما خالف القرآن من علومهم فعليكم أن تعلموا بأنّ علوم القرآن هي الأحقّ، ومن اتّبعهم فيما خالف القرآن المحكم والواضح والبيّن فقد كفر بما جاء في القرآن العظيم. ومن أصدق من الله قيلا؟
ويا معشر المسلمين هل لكم عقول؟ فأنا لا أكلمكم بالخرافات بل بالعقل والمنطق ونقول لكم إنّ الله يذكر في القرآن أرضاً ذات مشرقين وذات مغربين، وقال الله تعالى: {رَبُّ ٱلْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ ٱلْمَغْرِبَيْنِ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [الرحمن]، وتلك أرضٌ تحت أقدامكم في باطن أرضكم. وقال تعالى: {رَّبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذْهُ وَكِيلًا ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [المزمل]، وتلك الأرض المسطحة والتي هي سطح الأرض ذات المشرقين، فهل وجدتم أرضاً لها مشرقين ومغربين؟ كلا وأقسم بالله العليّ العظيم لا تجدون غير مشرقٍ واحدٍ ومغربٍ واحدٍ، فكيف يكون ذلك؟ فلا بدّ أن تشرق الشّمس من جهة وتغرب في الجهة المقابلة في كلّ دولةٍ وأرضٍ، فليس إلا مشرقٌّ واحدٌ ومغربٌ واحدٌ.
إذاً يا معشر المسلمين، لئن كفرتم بالتأويل الحقّ فكيف سوف تطبِّقون هذه الآية على أرضكم المسطحة الكرويّة ذات المشارق إلى جهة وذات المغارب في الجهة التي تقابلها ولكن تلك المشارق والمغارب ليست سوى جهتين فقط جهة الشرق وجهة الغرب وإن كانت الشّمس كل يوم تظهر من مكان من جهة الشرق وتغرب في الجهة التي تقابلها. وذلك هو معنى قوله تعالى: {فَلَآ أُقْسِمُ بِرَبِّ ٱلْمَشَٰرِقِ وَٱلْمَغَٰرِبِ} صدق الله العظيم [المعارج:40]، والبرهان الواضح بأنّه يقصد مشارق إلى جهةٍ ومغارب إلى الجهة المقابلة فسوف تجدون البرهان أنه يقصد ذلك في قوله تعالى: {وَأَوْرَثْنَا ٱلْقَوْمَ ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَٰرِقَ ٱلْأَرْضِ وَمَغَٰرِبَهَا ٱلَّتِى بَٰرَكْنَا فِيهَا} صدق الله العظيم [الأعراف:137].
إذاً قد تبيّن لكم معنى قوله تعالى: {رَّبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ} بأنّها جهة الشرق وجهة الغرب، وكذلك تبيّن لكم أن المعنى لقوله: {ٱلْمَشَٰرِقِ وَٱلْمَغَٰرِبِ} بأنّ جميع المشارق هي إلى جهةٍ واحدةٍ وكذلك المغارب إلى جهةٍ واحدةٍ، ولكن يا معشر المسلمين أين تذهبون منْ حقيقة قوله تعالى: {رَبُّ ٱلْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ ٱلْمَغْرِبَيْنِ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [الرحمن]؟
وناصر اليماني لا يفسر القرآن على هواه بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً؛ بل أعلم أنّ القرآن ليس بحاجتي لآتي له بتفسيرٍ بالظنّ والرأي فقد جعله الله كتاباً مثانيَ يفسِّر بعضه بعضاً وفصّله الله تفصيلاً، فقد بحثت عن التأويل الحقّ لهذه الآية: {رَبُّ ٱلْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ ٱلْمَغْرِبَيْنِ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم، فوجدت بأنّ المشرقين في جهتين مختلفتين في نقطتين متقابلتين وأنّ أبعد مسافةٍ في الأرض هي المسافة بين هذه النقطتين المتقابلتين في جهتين مختلفتين، لذلك قال الإنسان لقرينه الشيطان: { يَٰلَيْتَ بَيْنِى وَبَيْنَكَ بُعْدَ ٱلْمَشْرِقَيْنِ} صدق الله العظيم [الزخرف:38].
إذاً يا معشر المسلمين إنّ المشرقين ليس إلى جهةٍ بل في جهتين تشرق منهما الشّمس متقابلتين، وأعظم مسافة في الأرض هو بين هذين المشرقين، فكيف يكون ذلك إلا أن تصدقوا بأنّه يوجد هنالك أرض وعَالَمٌ تحت الثرى في باطن الأرض التي تعيشون عليها، وقال الله تعالى: {لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ ٱلثَّرَىٰ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [طه].
فما خطبكم يا معشر المسلمين لا تريدون أن تعترفوا بالحقّ والذي سوف تجدونه الحقّ بالعلم والمنطق على الواقع الحقيقي بلا شك أو ريب، وأقسم لكم بالله العظيم لا أقول لكم بالبيان للقرآن غير الحقّ فأعطوا البيان الاهتمام العظيم وقوموا بالبحث الذي يدقِّق اللفظ بدقّة متناهية، وذروا ما خالف القرآن العظيم فذلك قولٌ بالظنّ كما يظنون بأنّه يوجد في باطن الأرض شمس لذلك تشرق من البوابة الشّماليّة! ولكني أخالفهم بهذا القول فآتيهم بالحقّ من القرآن العظيم ونقول:
بل للأرض المفروشة مشرقان أحدهما في البوابة الجنوبيّة، والمشرق الآخر للأرض المفروشة عند مغيب الشمس عن البوابة الجنوبيّة، فمن ثمّ تشرق الشّمس عليها مرةً أخرى من البوابة الشّماليّة، فهنّ المشرقان وهنّ المغربان، أفلا تعقلون؟
فهل لا ينفع معكم يا معشر المسلمين القرآن العظيم الذي أجادلكم به متحديّاً بالتّطبيق للتصديق فإذا هو لا يحدث لكم ذكرا؟! فما هو الحل معكم يا معشر المسلمين حتى تصدقوا بأني حقّاً المهديّ المنتظَر خليفة الله في الأرض؟ فهل لا تريدون أن تصدقوا حتى تروا العذاب الأليم؟ فسوف أقول لكم ما قاله نبيّ الله نوح عليه الصلاة والسلام لقومه:
{يَٰقَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِى وَتَذْكِيرِى بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَعَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوٓا۟ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَآءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ ٱقْضُوٓا۟ إِلَىَّ وَلَا تُنظِرُونِ ﴿٧١﴾ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ ۖ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ ٱلْمُسْلِمِينَ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [يونس].
وأرجو من الله أن لا تقضوا إلي ما قضاه قوم نوح إلى نوح بعد أن أجمعوا أمرهم واتفقوا وقالوا: { يَٰنُوحُ قَدْ جَٰدَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَٰلَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ } صدق الله العظيم [هود:32].
ولا أظنّكم سوف تقولون ما قالوا لأنّكم تؤمنون بالقرآن العظيم ولكنّكم بآيات ربّكم لا توقنون وتلك هي مشكلتكم لذلك لا صدّقتم ولا كذّبتم، ولكن إلى متى التذبذب لا أنتم مع الكفار بأمري ولا أنتم معي؟ فهل هذه هي سياستكم حتى في العقيدة هي التذبذب؟ لا أنتم مع بوش الأصغر ولا أنتم مع المهديّ المنتظَر! وبئس القادات قاداتكم عُبّاد الكراسي والدُّنيا، وبئس العُلماء علماؤكم الذين يُفتوهم حسب رغبتهم ورضاهم، وبئس التعامل بينكم البين وكيفما تكونوا يولّي الله عليكم، فإذا كنتم لا تخافون الله في بعضكم البعض فيولّي الله عليكم من لا يخاف الله فيكم. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّى بَعْضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعْضَۢا بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ ﴿١٢٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
وكذلك تصديقاً لحديث البيان الحقّ عن محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم قال: [كيف ما تكونوا يولّى عليكم] صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
ويا قوم، أقسم لكم بالله العليّ العظيم البَرُّ الرحيم الذي خلق الإنسان من سلالةٍ من طينٍ وأسْجَدَ له ملائكتَه المقربين بأنّي أنا المهديّ المنتظَر خليفة الله في الأرض ولم يجعل الله حجّتي عليكم القسم ولا الاسم بل العلم لقوم يعلمون، أفلا تتقون؟ ولو كانت الحجّة في الاسم كما تعتقدون إذاً لكان الاسم الذي سمّاه أبو طالب للنبيّ الأميّ عليه الصلاة والسلام هو (أحمد) بقدرٍ من الله، ولكنّه قدّر الله اسمه (محمد)، فهل تدرون ما هي الحكمة من ذلك؟ وذلك لتعلموا بأنّ الحجّة قد جعلها الله في الكتاب بالعلم وليس بالاسم.
وأُشهد أنّ محمداً رسول الله هو نفسه أحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - رسول الله وخاتم النبيّين، وأشهد أنّي المهديّ المنتظَر واطأ اسمي لاسم محمدٍ رسول الله في اسم أبي لكي يحمل الاسم الخبر فيكون عنوان أمري ورايتي حقيقةً لشأني، ولكنّ أكثركم تجهلون الحكمة ولم يُؤْتِكُم الله من الحكمة شيئاً، ومن أوتي الحكمة فقد آتاه الله خيراً كثيراً، فأين الخير فيكم؟ أليس فيكم رجالٌ من المؤمنين صدقوا ما عاهدوا الله عليه فلا يتّبعون الظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً ولا يقولون على الله ما لا يعلمون ويستمعون القول فيتّبعون أحسنه؟ فإلى متى التذبذب وإلى متى الصمت الرهيب العجيب؟ فإمّا التّصديق وإمّا التكذيب فيحكم الله بيني وبينكم بالحقّ وهو أسرع الحاسبين، وما كان بوِدّي أن يحكم بيني وبين المسلمين بل بيني وبين الكفار بهذا القرآن العظيم، ولكنّ المسلمين لم يعترفوا بشأني بعد وكأنّي لم أكن بينهم شيئاً مذكوراً! وإنا لله وإنا إليه لراجعون.
وتالله لا يدرك البيان الحقّ إلا من جعل الله له فرقاناً نوراً من لدنه فيفرّق بين الحقّ والباطل، ومن لم يجعل الله له نوراً فما له من نورٍ، وسلامٌ على المُرسَلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
إمامكم المبين المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.
_____________