بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وكافة آل بيته الأخيار وجميع أنصار الله الواحد القهار إلى اليوم الآخر أما بعد..
انصار پیشگام برگزیده عزیز در دوران گفتگو قبل از ظهور؛ السلام عليكم ورحمة الله وبركاته. مهدی منتظر همچنان به شما و تمام امت اسلام توصیه مینماید از هیچ یک از ائمه علما و خطبای منابر و مفتیان کشورها کورکورانه تبعیت نکنید؛ حال هرچقدرهم به آنها اعتماد داشته باشید که در دین خداوند جز حق چیزی نمیگویند، هیهات هیهات....خداوند اعتماد شما به کسی كه مردم را به سوی خداوند دعوت میکند از این جهت که او غیر از حق سخن نمیگوید و یا به علت اینکه تسبيح او بلند است و یا زبانش دایم مشغول ذکر خداوند است ویا لباس بلندي برتن کرده و یا چون محاسن و صورتی دوست داشتنی دارد را برهان قرار نداده است! بلکه برای هر ادعایی برهان لازم است و امر دین خداوند بر اساس این صفات ظاهری نیست؛ بلکه دعوت به سوی خداوند و معرفی دین خداوند برای مردم بر اساس بصیرت علمی و حق نسبت به پروردگار عالمیان بنا میشود. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {قُلْ هَـٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّـهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّـهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿١٠٨﴾} صدق الله العظيم [يوسف].
ای طلاب علوم ديني ( از) خطبای منابر در مساجد -خانههای خدا- كه برای آموختن دین خداوند از موطن خود خارج مي شويد تا در بازگشت به قوم خود تعلیم دهيد ( راه را براي قوم خود روشن مي كنيد ) ؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَافَّةً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ﴿١٢٢﴾} صدق الله العظيم [التوبة]،
خداوند به شما امر نموده که از کسانی که علوم دین خداوند را به شما آموزش میدهند؛ کورکورانه پیروی نکنید چون اگر مطالبی از معلمتان آموختهاید حق نباشد و سپس وقتی با آن اطلاعات به سوی مردمتان بازمیگردید، راه خدا را برای آنها روشن نمیکنید بلکه آنها را گمراهتر کرده و بر کوری و نابینایی انها- نسبت به راه خداوند- میافزایید و حاصل آن این است که بار گناه کسانی را که از علوم غیر حق شما پیروی کردهاند را در روز قیامت بر دوش میگیرید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۙ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النحل]،
چون خطا و لغزش یک عالم میتواند منجر به لغزش تمام عالم گردد! پس ای طلاب! از خداوند پروا کنید؛ ولی آنان که علم حق پروردگارشان را میآموزند که بی شك و تردید از جانب خداوند است؛ برای آنان اجر خودشان و اجر كساني كه که تا روز قیامت از ایشان تبعيت مي كنند مقرر شده است و در پیشگاه خداوند گرامی و مکرمند.
ممکن است یکی از طلاب علم ،در نزد خطبای منابر، بخواهد سخن مهدی منتظر را قطع کرده و بگوید: ناصر محمد ما عقیده پیروی را بر "ثقات" بنا کردهایم یعنی کسانی که مشخص شده است از افراد صادق و مورد اعتماد هستند؛ پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ میگوید: اگر برهانی قوی نیاورند که علمشان از خداست؛ مورد اطمینان بودن تنها، کافی نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} [البقرة:۱۱۱].
و خداوند تعالی میفرماید:
{قُل هاتوا بُرهانَكُم هـذا ذِكرُ مَن مَعِيَ وَذِكرُ مَن قَبلي بَل أَكثَرُهُم لا يَعلَمونَ الحَقَّ فَهُم مُعرِضونَ ﴿٢٤﴾}صدق الله العظيم [الأنبياء].
ممکن است یکی ازعلمای مسلمین که به پیروی کورکورانه اعتقاد دارد سخن مرا قطع کرده و بگوید: " پيش از اين فتوا داديم كه كساني كه علم از جانب ایشان به ما رسیده است صادق و مورد اطمینان هستند. برای همین میگوییم این حدیث یا تفسیر از افرادی نقل شده و به ما رسدیه که مورد اطمینان بوده و دروغ نمیگویند. برای همین هم از راه و روش آنها پیروی میکنیم و مردم به ما گفتهاند علمی که از ایشان به ما رسیده از رسول الله است". پس امام ناصر محمد یمانی در پاسخ او فتوایش را تکرار میکند و میگوید: آموختن علم از معلم بر اين اساس که او مورد اطمینان و صادق است قرار ندارد و اطمینان شما به ایشان شما را در پیشگاه خداوند بینیاز نمیکند؛ در روز قیامت آنها بار گناه شما و شما بار گناه کسانی که از شما پیروی کرده و به هدایت شما اقتدا کردهاند را بر دوش خواهید داشت. ممکن است عالم دیگری سخن مرا قطع کرده وبگوید: ناصر محمد؛ ما را نترسان تا جایی که نتوانیم از ترس خداوند و اینکه اشتباه کنیم؛ جرأت نکنیم در مسائل دینی خداوند فتوا دهیم؛ و چون تو میگویی خداوند پیروی از"ثقات" را اساس قرار نداده است؛ پس بر چه اساسی خداوند به ما امر نموده تا آیندگان از گذشتگان پیروی کنند؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ ایشان میگوید: خداوند به شما فرمان داده است تا بر اساس علم و برهان روشن و منیری که از جانب پروردگارشان آمده باشد، از ایشان پیروی کنید. شرط این است که عقل دریابد که علم آنها حق بوده و بی شک وتردید از نزد پروردگار عالمیان آمده ودر برابر دانش آنها خشوع کرده و تسلیم محض شود. چون عقل متفکر به برهان علمی فرد دعوت کننده توجه میکند و اگر بی شک وتردید از نزد خداوند باشد؛ حتما درخواهد یافت که عقل او در برابر آن علم خاضع است و میبیند که این علم بی شک و تردید از نزد خداوند است؛ چرا که علمی که حق باشد نمیتواند با عقل منافات داشته باشد و هیچ یک از دیگری بینیاز نیست. عقل اگر به برهان علمی قانع کننده از نزد پروردگاراستناد نکند به تنهایی فایده ندارد؛ چون اگر برهان علمی از نزد خداوند نباشد، عقل با آن قانع نمیگردد و بعد از تدبر و تفکر در برهانهای علمی مبلغ دینی اگردعوت او از نزد خداوند نبوده و افترا باشد؛ قلبهایتان نیز به آن اطمینان نمییابد و بر همین اساس است که طالب علم نباید پیروی کورکورانه کند. خداوند به شما امر نموده تا در برهان علمی مبلغ دینی تفکر کنید و ببینید آیا عقلتان برهانهای علمی دعوت او را میپذیر و آیا قلبتان با آن مطمئن میشود یا خیر؟ چون اگر کسانی که ندانسته به خداوند نسبت میدهند باعث گمراهی شما شوند؛ خداوند از شما درباره عقلتان سؤال میکند که چگونه شد که بدون تفکر و تدبر در برهانهای علمی آن دعوت کننده؛ کورکورانه از او پیروی کردهاید ؟ و این فرموده خداوند تعالی؛ تنفیذ فرمان او به طلاب علوم است:
{وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]
چراکه علت گمراه شدن امتها پیروی کورکورانه از اسلافشان بوده است وآنها درباره آنچه که پدرانشان برایشان باقی گذاشتهاند تفکر نکرده و بدون استفاده از عقل و بدون تدبر راه آنان را ادامه داده و به انبیایشان گفتهاند: {أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ ﴿٢١﴾ بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ ﴿٢٢﴾ وَكَذَٰلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ ﴿٢٣﴾ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُمْ ۖ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ ﴿٢٤﴾ فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ ۖ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
شاید یکی از حقجویان سخن مرا قطع کرده و بگوید: " آیا برای امتهایی که همگی گمراه شدند؛ علت اینکه چرا از مسیر حق پروردگار به بیراهه رفته و گمراه شدند؛مشخص شده است؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ او میگوید: به خداوند قسم که بله؛ برای امتهای گمراه مشخص شده است که علت گمراه شدن آنان از راه راست -صراط مستقیم- پیروی کورکورانه و بدون تدبر و تفکر از اسلافشان بوده است و برای همین همگی آنها یک صدا میگویند: علت گمراهیشان پیروی کورکورانه از عقاید پدرانشان و استفاده نکردن از عقلشان بوده است و آنها عقل خود را به کار نبردهاند تا برهان علمی گذشتگانشان را با برهانهای علمی کسی که دعوت جدیدی برایشان آورده؛ مقایسه کنند؛ کسی که از نزد پروردگارشان آمده و به آنان میگوید: {مَا هَـٰذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ﴿٥٢﴾ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ ﴿٥٣﴾ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٥٤﴾ قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ﴿٥٥﴾ قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
اما با کمال تأسف پاسخ کسانی که پیروی کورکورانه میکردند تنها این بود که بزرگان قوم به مردم میگفتند از پیروی از انبیای خداوند برحذر باشند؛ کسانی که میخواهند خدای آنان خدایی واحد باشد؛ بلکه به شدت متعجب بودند که به سوی عبادت خداوند یکتا و بدون شریک دعوت میشوند. خداوند تعالی میفرماید:
افراد ضعیف قومهایی که استکبار ورزیدند؛ از آنها پیروی کرده و همراه آنان با دعوت حق پروردگارشان محاربه کردند و از پیروی از دعوت کننده به سوی حق پروردگارشان، گمراه شدند و روز قیامت در مقابل خداوند مستکبران قوم به کار ضعفا نمیآیند و خداوند تعالی میفرماید: {وَبَرَزُوا لِلَّـهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّـهِ مِن شَيْءٍ ۚ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللَّـهُ لَهَدَيْنَاكُمْ ۖ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [ابراهيم].
سپس میان خود به مشورت پرداختندتا دریابند علت اساسی گمراه شدن بزرگان و ضعفایشان و پیروی نکردن از حق آمده از نزد پروردگارشان چه بوده است و برایشان روشن میشود که همگی کورکورانه از اسلافشان پیروی کردهاند و برهانهای علمی دعوت کننده حق پروردگار را با برهانهای پدرانشان مقایسه نکردند. خداوند تعالی میفرماید: {وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿٦﴾ إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ ﴿٧﴾ تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ ۖ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ﴿٨﴾ قَالُوا بَلَىٰ قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّـهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ ﴿٩﴾ وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [الملك].
لذا عزیزان من؛ برایتان روشن گردید که درصورت گمراه شدن از راه راست -صراط مستقیم- حجت خداوند بر شما چیست؛ همانا که عدم تفکر با عقل و منطق در برهان دعوت کننده جدید و برهان علمي اسلافتان عامل آن است.
شما را به شهادت میگیرم و خداوند را به شهادت میگیرم و شهادت خداوند کافی است که من امام مهدی ناصر محمد فرمان دارم با برهانهای علمی حق از پروردگار عالمیان با شما محاجه کنم و خداوند عقل شما را شاهد من قرار داده است؛چراکه اگر بین برهانهای علمی امام ناصر محمد یمانی و برهانهای علمی گذشتگانتان که ندانسته به خداوند نسبت میدادند مقایسهای انجام دهید؛ خواهید دید که عقل خودتان بین من و شما به حق شهادت داده و به شما میگوید حق بی شک وتردید با امام ناصر محمد یمانی است و من در این مسئله شما را به چالش میکشم و از راستگویانم. پس برای مثال به تفاسیر کسانی که ندانسته به خداوند نسبت میدهند اشاره میکنم . خداوند تعالی میفرماید:
{مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿١٠٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
حال تفاسیر علمای گذشته را که ندانسته به خداوند نسبت میدهند را میآوریم:
اقتباس المشاركة :
ابن أبي طلحة، از ابن عباس درباره : ( ما ننسخ من آية ) نقل میکند یعنی ما آیهای راتبدیل نمیکنیم. و ابن جريج، از مجاهد نقل میکند: ( ما ننسخ من آية ) یعنی ما ایهای را محمو نمیکنیم. و ابن أبي نجيح، از مجاهد نقل میکند: ( ما ننسخ من آية ) یعنی نوشته را ثابت نگه میداریم و حکم آن را عوض میکنیم و این را اصحاب عبدالله بن مشعود برایش نقل کردهاند. و ضحاک گفته است : ( ما ننسخ من آية ) یعنی باعث فراموشیات میشویم و عطاء گفته است: اما ( ما ننسخ ) یعنی ما چیزی از قرآن را رها نمیکنیم و ابن ابی حاتم گفت: یعنی: رها شده ( مانده ) و بر محمد صلی الله علیه و سلم نازل نشدن. السدی گفت: ( ما ننسخ من آية ) نسخ آن: آن را گرفتن ابن ابی حاتم گفت: یعنی: آن را گرفتن : آن را بالا بردن ؛ مثل این گفته که زن و مرد پير ( شيخ و شيخه ) زناکار را البته باید سنگسار کنید و این گفته: اگر انسان دو وادي (دره ) پر از مال داشت دنبال وادي سوم مي رفت
—
انتهى الاقتباس
حال بیان امام مهدی ناصر محمد یمانی را میآوریم که با ظن به خداوند نسبت نمیدهد که ظن کسی را از حق بینیاز نمیکند. خداوند تعالی میفرماید:
وبیان حق این فرموده: { مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ } برای فهمیدن مقصود از بیان { نَنسَخْ } باید به لغت اصل عربی مراجعه نمایید چون باید معنی و مراد از کلمه { نَنسَخْ } در لغات شما وجود داشته باشد چون کتاب به زبان همان قومی نازل میشود که نبی مرسل به سوی ایشان فرستاده شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ}صدق الله العظيم [ابراهيم:۴]. چون محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نبی عربی است؛ پس بر شماست که اول به معنای کلمه { نَنسَخْ } توجه کنید. حتما درمییابید که درباره معنای کلمه { نَنسَخْ } در لغت عربی دو نفر از اصحاب لغت عربی فصیح نیستند که بر سر آن اختلاف داشته باشند. همانا که معنای "النسخُ" یعنی رونوشت از چیزی به صورتی که تصوير درست مثل اصل آن باشد . اما امام مهدی برهان علمی خود را فقط بر اساس لغتنامه زبان عربی قرار نمیدهد؛ بلکه از آیات محکم قرآن عظیم برایتان برهان آشکار و مبین میآورد؛ چرا که لغت عربی هم از تحریف مصون نمیماند اگر كه زبان قران عظيم نمي بود و چون قرآن از تحریف محفوظ است پس قاعده لغات عربی از تحریف مصون مانده چون قرآن به زبان عربی مبین است؛ پس اگر معنا و مراد از کلمه {نَنسَخْ} نسخه چیزی به صورتی که تصوير درست مثل اصل آن باشد؛ باید این معنی را در قرآن عظیم نیز بیابیم. سؤالی که مطرح میشود این است که:نسخهای از قرآن عظیم که به امر خداوند از زبان رسولش جبریل به محمد رسول الله وبه تمام مردم؛ رسانده شده، از کجا نسخ شده است؟ جواب را درآیات محکم کتاب در این فرموده خداوند تعالی مییابید:
{بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ ﴿٢١﴾ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [البروج].
و سؤال دیگر: این لوح محفوظ که به عنوان کتاب مادر به حساب آمده و قرآن عظیم از روی آن نوشته شده است،کجاست؟ جواب را درآیات محکم کتاب در این فرموده خداوند تعالی مییابید:
{إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٣﴾ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
و سؤال دیگر: آیا نسخه این کتاب و نزول آن بر محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم یکجا و به یکباره انجام شده است: جواب را درآیات محکم کتاب در این فرموده خداوند تعالی مییابید: {وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً ۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ ۖوَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [الفرقان] و مقصود از ترتیل یعنی به تدریج ؛ و رونوشت و تنزیل آن یکجا و به یکباره نبوده است. حال به سراغ بیان حق این فرموده خداوند میآییم: { مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ }: یعنی آیهای که از کتاب مادر توسط جبریل به محمد رسول الله صلی الله علیهم و سلم میآید و این آیه درست مطابق اصل آیه است که در لوح محفوظ قرار دارد و این بیان فرموده خداوند تعالی است که { مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ }: یعنی آورده شدن نسخهای از آیه که در لوح محفوظ قرار دارد توسط جبریل به محمد رسول الله صلى الله عليهم وسلم.
و حال سراغ بیان این فرموده خداوند تعالی میآییم: { أَوْ نُنسِهَا } یعنی به تأخیر انداختن؛ به این معنی که نزول آیهای از آیات محکم را به زمانی نزدیک موکول و به تأخیر میافتد و آیهای فرستاده میشود که حکمی موقتی را با خود دارد که در زمانی که خداوند اراده کند قابل تغییر است. حال به سراغ بیان فرموده خداوند تعالی میآییم که : { نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا }صدق الله العظيم، و این نوع از آیات دایمی هستند و به جای آیهای که قبل از آن درست درباره همان موضوع آمده است؛ نازل میشود و حکم آیهای که قبل از آن آمده است را تغییر داده و لفظ آیه قبلی در کتاب باقی میماند ولی ما حکم آن را اجرا نمیکنیم بلکه از حکم آیهای که برای تغییر آن آمده است ، استفاده میکنیم. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ ۙ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٠١﴾} صدق الله العظيم [النحل] آیات دایمی و جایگزین برای تغییر حکم آیهای که قبل از آن درباره همان موضوع نازل شده است میآیند؛ فقط حکم در آیه جدید از سبکتر به سنگینتر می باشد. برای مثال فرموده خداوند تعالی: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ} صدق الله العظيم [النساء:۴۳]
وسپس آیه تبدیل حکم نازل شد و حکم تحریم و خودداری از ساخت و نوشیدن آن همانند اجتناب از عبادت طاغوت نازل گردید و اجتناب از بزرگترین أنواع تحریم در کتاب است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٩٠﴾ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّـهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ﴿٩١﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
شاید یکی از کسانی که ندانسته به خداوند نسبت میدهند بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید: " همانا که فرموده است اجتناب و مقصود از اجتناب تحریم نیست" پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ میگوید: گمان شما در مورد کسی که بت و طاغوت را میپرستد چیست؛ آیا این امر برای مؤمنان حرام است؟ و جواب او معلوم است ؛ خواهد گفت: "بله ، بلکه این شرک است و این بزرگترین ظلمی است که در کتاب آمده و فرد ممکن است در حق خود بنماید؛ شدیدترین حرمت در کتاب شرک به خداوند است".پس امام ناصر محمد به او میگوید: ولی ای مرد تو حرمت شرک را با این بیان که مقصود از اجتناب تحریم مطلق نیست؛ نفی کردهای! پس به تو که ندانسته به خداوند نسبت میدهی میگویم: همانا که اجتناب از شدیدترین أنواع تحریم در کتاب است و لذا خداوند تعالی میفرماید:
{وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى} صدق الله العظيم [الزمر:۱۷]، آیا نمیبینی که اجتناب بزرگترین تحریم در ایات محکم کتاب است؟ از خدا پروا کنید ای خردمندان.
و آیاتی که حکمشان با آیهای جدید تبدیل شده است متن و لفظشان باقی میماند ولی آن را به کار نمیبرید؛ بلکه حکم تبدیل شده جانشین حکم اول میشود و به آیاتی که حکم آنها تغییر کرده "آیات المبدلات" گفته میشود. و اما آیهای که به جای آیه قبلی آمده است درکتاب به نام" آیات البدل"(آیات جایگزین) نامیده میشوند و نامگذاری درست آنها آیات "بدل" و "مبدل" است که باید جایگزین ناسخ و منسوخ شود که خداوند درمورد دو نام اخیر هیچ برهانی نفرستاده است چون " نسخ" یعنی نسخهای از لوح محفوظ گرفته شده و درست مطابق اصل آن است.... آیا فکر نمیکنید؟
حال به سراغ بیان حق فرموده خداوند میآییم که:{ أَوْ مِثْلِهَا } صدق الله العظيم، و این نزول حکم جدید برای آیه سابق است که درست در همان موضوع فرستاده شده است؛ فقط اینکه حکم جدید در این مورد به عنوان جایگزین حکم اول نیامده است بلکه خداوند به حکم قبلی؛ حکمی دیگر اضافه نموده است تا آن را آسانتر نماید و احکام دوگانه برای آسانتر کردن امر است و این احکام همیشه از حکم سنگینتر به حکم آسانتر هستند و اغلب آنها از آیات محکم هستند چون تنها برای آسانتر کردن حکم نازل شدهاند نه برای تبدیل حکم. مثل فرموده خداوند تعالی:
{يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ ﴿٦٥﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].
سپس حکم اضافی برای آسانتر کردن حکم در آیه دیگر میآید که برای گروه دیگری از مردم است که یقینشان ضعیف است وخداوند تعالی میفرماید:
{الْآنَ خَفَّفَ اللَّـهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا ۚ فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿٦٦﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].
و همانطور که گفتیم این آیات اضافه شده به آیات دیگر درست درباره همان موضوع بوده وهمیشه حکم جدید برای تخفیف است ونازل شدن آن درکتاب از برای تخفیف در حکم ثقیل تر قبلی است. برای مثال فرموده خداوند تعالی: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ ۚ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [المجادلة].
و سپس آیه دیگری پیدا میکنید که با حکم اضافی نازل شده است؛ خداوند تعالی میفرماید:{أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ ۚفَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّـهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ ۚ وَاللَّـهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٣﴾} صدق الله العظيم [المجادلة] آیا در اینجا آیه دوم برای نفی حکم آیه اول آمده است؟ خیر بلکه حکم دیگری آمده است و برای آیه من باب تخفیف دو حکم مقرر گردیده است و میتوان هریک را انتخاب کرد که اجر متفاوتی دارند و این بیان حق فرموده خداوند تعالی است که {أَوْ مِثْلِهَا}صدق الله العظيم. یعنی آیه درست درهمان موضوع نازل شده ولی حکمی سبکترازحکم آیه اولی دارد؛ و این آیه برای تخفیف حکم آمده است نه جایگزین آن؛ بلکه حکم اضافی برای تخفیف است و میتوان هریک از حکمها را اجرا کرد که البته اجر متفاوتی دارند و این بیان حق فرموده خداوند تعالی است: {أَوْ مِثْلِهَا}صدق الله العظيم. هیئت علمای کشور عربستان سعودی؛ من از بیان ناسخ و منسوخی که در نزد شماست بسیار تعجب کردم؛ شما ندانسته با این بیانات آیات محکمی که ازآیات ام الکتابند را نفی کردهاید. برای مثال اگر یکی از شما در مکانی خالی در دریا یا خشکی باشد و وقت نماز برسد و وضو بگیرد و بخواهد نماز بخواند ولی نمیداند قبله دقیقاً کدام طرف است؛ نمیداند مسجدالحرلم در سمت شرق است یا غرب؛ حال حکم او چیست؟ ایا حکم خداوند این است که به سمت شرق یا غرب نماز بخواند و ملامتی بر او نیست چرا که نمیداند قبله کدام جهت است؟ یا حکم خداوند این است که نماز نخواند تا بداند مسجدالحرام کدام جهت است؟ حال به حکم حق خداوند بنگریم که در آیات محکم کتاب در انتظار ماست و خداوند تعالی میفرماید: {وَلِلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿١١٥﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
اما می بینم که در مجمع ملک فهد که مصحف شریف را چاپ میکند و در بیان ناسخ و منسوخ آنها درباره این فرموده خداوند تعالی: {وَلِلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿١١٥﴾} صدق الله العظيم،
میگویند آیه فوق با این آیه نسخ شده است:
{فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۴۴].
اما امام مهدی به حق فتوا میدهد که این دو آیه هر دو از آیات امالکتاب و محکم و بینه هستند و کسی که نمیتواند جهت قبله را دریابد میتواند از هر یک از آنها پیروی نماید؛ من به حق فتوا میدهم که این ایه از فرموده خداوند تعالی: {فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۴۴].
برای تغییر قبله از سمت مسجد الاقصی به سمت مسجدالحرام نازل شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ ۚ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ ۗ وَمَا كَانَ اللَّـهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۴۳].
اما میبینم فتوای مجمع ملک فهد درباره این فرموده خداوند تعالی: {فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۴۴].
این است که برای تبدیل حکم این فرموده خداوند تعالی : {وَلِلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿١١٥﴾} صدق الله العظيم،
آمده است.
در لینک زیر فتواهای باطل بسیاری را پیدا میکنید و نمیدانم آیا هیئت علمای بزرگ میدانند یا نمیدانند که در این لینک چه پیدا کردهایم؟ http://qurancomplex.gov.sa/Display.a...trans=&print=1
ای علمای اسلام؛ آنچه که میخواهیم بگوییم این است که اگر بیان امام مهدی از قرآن عظیم را با تفاسیر اکثر مفسران مقایسه کنید؛بی شک و تردید خواهید دید که عقلتان از حق پیروی میکند و چون امام مهدی ناصر محمد یمانی به حق سخن میگوید، خواهید دید که عقلتان در کنار امام مهدی قرار میگیرد و عقلتان شهادت میدهد که بیان او بی شک و تردید حق است. همانا که سزاوار است از حق پیروی گردد البته اگر اندیشه کنید. همچنین فتواهای زیر درباره فرموده خداوند تعالی مرا بسیار متعجب کرده است:
پايان
امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ میگوید: به خداوندی که خدایی جز او نیست من به شدت متعجبم .مطالبی که در این لینک دیدم بسیاری از آیات محکم قرآن عظیم را نفی میکند؛ احکامی که به حق نازل شدهاند .اما در این لینک تمامی این احکام را با این فرموده خداوند تعالی؛ منسوخ به حساب آوردهاند: {فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ} [التوبة:۵]. وای برشما از خداوند؛ شما احکامی از کتاب را نفی کردهاید که درآیات محکم و بینه که آیات ام الکتابند آمده است؛ آنها ایات ام الکتابند و به زعم شما با این فرموده خداوند تعالی: {فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ} [التوبة:۵] منسوخ شدهاند. اما تمام کسانی که به این اعتقاد دارند از هر فرقه و مذهب اسلامی که باشند؛ دروغ میگویند. قسم به پروردگار عالمیان اگر حاضر به گفتگو با امام مهدی ناصر محمد یمانی شوید؛ درمییابید که تماماً نسبت به آیات محکم کتاب که خداوند بر شما نازل نموده به بیراهه رفته و گمراه شدهاید. اما جرأت نمیکنید با ناصر محمد یمانی گفتگو کنید چرا که میدانید او هیچ چیزی از شما را قبول نمیکند چون سلاحش محکمات قرآن عظیم است و چقدر شما و علمایی که مانند شما هستند بد علمایی بوده و هم خود گمراه شده و هم عده کثیری را گمراه کردهاند.
به خداوند که من به شدت حزین هستم؛ جز خدا کسی از شدت این حزن آگاه نیست؛ چون میبینم که اگر به درگاه پروردگارتان توبه نکنید و از کسی که با بصیرتی که از سوی پروردگارش آمده و با برهانهای علمی از آیات محکم قرآن عظیم شما را به سوی پروردگار میخواند؛ پیروی ننمایید عذاب خواهید شد. تأسف من برای امت اسلام و علمایشان همانند تأسف یعقوب برای یوسف است؛ آنها از راه حق منحرف شده و امتشان نیز به دنبال آنان گمراه شدهاند؛ دین خود را فرقه فرقه کرده و هر گروه به داشتههای خود دلخوشند. هریک تصور میکنند که برحقند اما هیچ یک چیزی ندارند مگر اینکه احکام خداوند را که درآیات محکم قرآن عظیم نازل شده اقامه کنند.
آه آه آه ای مردم؛ چقدر چیزهایی را به خداوند به دروغ نسبت دادهاید که او نگفته است، پس چه کسی شما را از عذاب خداوند حفظ خواهد کرد؛ چه کسی شما را از عذاب خداوند حفظ خواهد کرد؟ چقدر کوکورانه و با ظن به خداوند نسبت دادن برایتان آسان است وهدايت يافته ترين شما تنها یک سخن بر زبان میآورد که
اقتباس المشاركة :
"اگر درست گفته باشم از خداست و اگر به خطا رفته باشم از نفس من و شیطان است"
—
انتهى الاقتباس
و تصور میکنند با این سخنی که بعد از فتوای باطل به زبان میآورند ؛ دیگر مسئولیتی ندارند. ولی امام مهدی ناصر محمد یمانی به شما وعدهای صادقانه میدهد که من در مسائل کتاب خداوند فتوا نمیدهم تا بعد بگویم خدا بهتر میداند (الله اعلم ) و اگر خطا کرده باشم از نفس من و شیطان است و پناه بر خدا که از امر شیطان پیروی کرده و چیزی که یقین ندارم را به خداوند نسبت دهم؛ بلکه من به حق به شما فتوا میدهم و میگویم؛ میگویم: قسم به خداوند بزرگ؛ پروردگار آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست وقسم به پروردگارعرش عظیم؛ فتوای من از قرآن عظیم جز حقی که بی شک وتردید از نزد پروردگارعالمیان آمده ،نیست. راه نجات شما امت اسلام کدام است؟ اگر شما منتظرید تا علمایتان مرا تصدیق کنند؛ قسم به خداوند بزرگ که استخوانهای پوسیده و پراکنده را زنده میکند که بسیاری از آنان فتواهایشان که از شیطان رجیم است باعث به فتنه افتادن شما خواهند شد در حالی که تصور میکنند هدایت شدهاند. آنها هم خود را گمراه میکنند و هم امتشان را. از عقلتان استفاده کنید. شما را به چالش میکشم خواهید دید که عقلتان جانب امام مهدی ناصر محمد یمانی را میگیرد؛ آیا تعصب شما را به گناه میکشاند؟ پس چه کسی شما را از گرفتار شدن با عذاب شدید خداوند- سیاره عذاب- که بر درهاست؛ حفظ خواهد کرد؟ اعضای هیئت علمای بزرگ کشور عربستان سعودی؛ ما نمیخواهیم به شما به ناحق ظلم کنیم ولی به شما میگویم آیا میدانید در این لینک تعداد کثیری از احکام که در ایات محکم کتاب آمدهاند نفی شده و آن احكام با این فرموده خداوند تعالی: {فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ} [التوبة:۵] منسوخ شدهاند؟ ولی من پیش از این بیان حق این ایه را از طریق دکتر طارق السویدان و سلیمان العلوان برای شما فرستاده بودم از زبان طارق السویدان ، جواب سلیمان العلوان به ما رسید که وعده داده بود شما به تمام بیاناتی که امام ناصر محمد یمانی از قرآن آورده است پاسخ خواهید داد و ثابت خواهید کرد او در مسیر باطل است! ولی دو ماه یا بیشتر گذشته و نتوانستید حتی در یک مسئله ثابت کنید که بیانات امام مهدی ناصر محمد یمانی گمراهی آشکاری است! تا کی منتظر شما بمانیم؟ چرا به رئیس علی عبدالله صالح که برای درمان در کشور شماست فتوا نمیدهید تا رهبری را به امام مهدی تسلیم کند تا مردم یمن به اذن خداوند از ورطه هلاک نجات یابند؟ ولی روشن است که اگر علی عبدالله صالح از شما فتوا بخواهد؛ تنها باعث گمراهی بیشتراو شده و ناتوانی و کور بودن او از دیدن حق بدتر میشود. شما و علمای یمن و تمام علمای مسلمین نه برای خودتان خیری دارید و نه برای امتتان؛ مگر کسانی از علمای مسلمین که پروردگارم به ایشان رحم نموده و آنان را از امر من باخبرساخته و ایشان نیز تصدیق کرده وپیروی نموده اند. به خداوند قسم من از فتنه مسیح کذاب برای انحراف مسلمانان از حق نمیترسم؛ بلکه از فتنه علمایشان میترسم که مانع پیروی مردم از حق میشوند تا اینکه وعده خداوند فرا رسد در حالیکه نمیدانند. وا اسفا بر امتی که علمایشان تنها بر کوری و تشنگی آنان میافزایند! از کار کسانی درعجبم که خداوند ایشان را در جریان امر من قرار داده و بیانات حق ما عقل آنها را قانع کرده است و می گویند ناصر محمد یمانی به حق سخن میگوید و راه راست را نشان میدهد؛ ولی میترسیم از او پیروی کرده و دعوتش را اجابت کنیم و او مهدی منتظر نبوده و نوآور دینی باشد. مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در پاسخ ایشان میگوید: ای جاهلان کار شما باعث تعجب شدید من است؛ ایا شما مهدی منتظر را عبادت میکنید یا خداوند واحد قهار را؟ سؤالی که مطرح میشود این است که: آیا شایسته خداوند است که شما را به این خاطر مورد بازخواست قرار دهد که از دعوت به عبادت عاری از شرک خداوند که براساس سیره کتاب خدا و سنت حق رسولش استوار است پیروی کردهاید؛ آیا تدبر نمیکنید؟ ما شما را مجبور نمیکنیم که باور کنید ناصر محمد یمانی مهدی منتظر است؛ بلکه برای اعتلای کلمةالله و پیروی از حق پروردگارتان بیعت شما را میپذیریم. و اما آیا ناصر محمد یمانی؛ مهدی منتظر است یا یک بدعت گذار دینی و دروغگویی گستاخ؟ به شما میگویم که اگر دروغ بگویم گناه آن بر دوش من است و خداوند شما را عذاب نخواهد کرد چون به دعوتی پاسخ گفتهاید که عقلتان پذیرفته و قلبتان با اطمینان به آن آرام شده است. خداوند تنها ناصر محمد یمانی را؛ اگر مهدی منتظر نباشد به خاطر ادعای مهدویتش بازخواست خواهد کرد. به خداوند قسم که تنها کسی مورد بازخواست قرار میگیرد که مهدی منتظر نباشد و ادعا کند مهدی منتظر است؛ به کجا میروید؟ یا اینکه قصد دارید مهدی منتظر ناصر محمد یمانی را آزار داده و اذیت کنید؟ در این صورت به شما و تمام دشمنان در مشارق و مغارب زمین میگویم: {فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ} [هود:۵۵]
و به زودی خواهید دانست که بازگشتتان به کجاست.( وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ﴿٢٢٧﴾)
وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
أخو عُلماء الأمّة من يكشف به الله الغمة ويزيل به الظلمة؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
صرخة المهدي المنتظر إلى خطباء المنابر ومفتي الديار أن يستجيبوا لدعوة الحوار من قبل الظهور قبل أن يسبق الليل النهار ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وكافة آل بيته الأخيار وجميع أنصار الله الواحد القهار إلى اليوم الآخر، أمّا بعد..
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أحبّتي الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور، فلا يزال المهدي المنتظَر يتوصّاكم وجميع أمّة الإسلام بعدم الاتِّباع الأعمى لأيٍّ من أئِمتكم وعلمائكم خطباء المنابرِ ومفتي الديارِ مهما كانت ثقتكم فيهم أنّهم لا ينطقون إلا بالحقّ في دين الله، هيهات هيهات..
فلم يجعل الله برهان الداعية إلى الله ثقتكم فيه بأنّه لا ينطق إلا بالحقّ، أو أنّه ذو مسبحةٍ طويلةٍ، أو أنّ لسانه رطبٌ بذكر الله، أو أنّ له دجلة طويلة إلى الأقدام، أو أنّه ذو لحيةٍ ووجهٌ رضيٍ! بل لكلّ دعوى برهانٌ فأمر دين الله لم يتأسّس على هذه المواصفات الظاهرة؛ بل الدعوة إلى الله وتعريف الناس بدين الله تأسّست على بصيرة العلم الحقّ من ربّ العالمين.
تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ هَـٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّـهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّـهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿١٠٨﴾} صدق الله العظيم [يوسف].
ويا طُلّاب العلم في دين الله من خطباء المنابر في بيوت الله الذين يَنْفِرون لطلب العلم في دين الله ليرجعوا إلى قومهم لينيروا دربهم، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَافَّةً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ﴿١٢٢﴾} صدق الله العظيم [التوبة]، فقد أمركم الله بعدم الاتِّباع الأعمى لمن يعلِّمكم بعلوم دين الله كونكم لو تتعلمون غير الحقّ من مُعلّمكم ومن ثمّ ترجعون بذلك العلم إلى قومكم فلن تنيروا لهم سبيل الله؛ بل سوف تزيدونهم ضلالاً إلى ضلالهم وعمًى إلى عماهم، ومن ثم تتحمّلوا وزر من اتَّبع علومكم الغير الحقّ إلى يوم القيامة، تصديقاً لقول الله تعالى: {لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۙ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النحل]، كون زَلَّة عالِمٍ تكون سبب زلَّة عالَمٌ بأسره! فاتّقوا الله يا طلبة العلم، ولكنَّ الذين تعلَّموا العلم الحقّ من ربّهم الذي لا يحتمل الشك فيه أنّه من عند الله لا شكّ ولا ريب، فأولئك لهم أجرهم وأجر من اتَّبعهم إلى يوم القيامة، وأولئك من المكرّمين بين يدي الله.
ولربّما يودّ أحد طلبة العلم من خطباء المنابر أن يقاطع المهدي المنتظر فيقول: يا ناصر محمد إنّنا نؤسِّس عقيدة الاتّباع على الثقات الذين تمّ نقل العلم عنهم أنّهم ثُقات صادقين، ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول:
لا تنفع الثقة وحدها ما لم يأتِ بالبرهان بسلطانِ العلم من ربّه، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} [البقرة:111].
وقال الله تعالى: {قُل هاتوا بُرهانَكُم هـذا ذِكرُ مَن مَعِيَ وَذِكرُ مَن قَبلي بَل أَكثَرُهُم لا يَعلَمونَ الحَقَّ فَهُم مُعرِضونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:24].
ولربما يودّ أن يقاطعني أحد علماء المسلمين من أصحاب الاتّباع الأعمى فيقول: "سبقت فتوانا عن الذين جاءنا العلم عن طريقهم أنّهم صادقون ثقات، ولذلك نقول أنّ ذلك الحديث أو التفسير ورد عن أناس ثُقاتٍ لا يكذبون، ولذلك اقتفينا أثرهم وعلَّمنا الناس ما ورد عنهم من العلم أنّه عن الرسول"، ومن ثم يردّ عليه الإمام ناصر محمد اليماني وأكرّر الفتوى بالحقّ: إنّ تَلَقّي العلم من المُعلم لم يتأسّس على أنّه ثقة من الصادقين فلن تغني عنكم ثقتكم فيهم من الله شيئاً، وسوف يحملون وزركم وأنتم تحملون وزر من اتّبعكم واقتدى بهديكم إلى يوم القيامة.
ولربّما يودّ أن يقاطعني عالِمٌ آخر فيقول: "يا ناصر محمد، لا تخيفنا حتى لا نجرؤ أن نفتي في مسألةٍ في دين الله خشية أن تكون خطأ، وبما أنّك تقول أنّ الله لم يَبْنِ أساس الاتباع على الثقات فعلى أيّ أساسٍ أمرنا الله في اقتفاء أثر السلف من بعد الخلف؟"، ومن ثم يردّ عليه الإمام ناصر محمد اليماني وأقول: أمركم الله أن تقتفوا أثرهم بعلمٍ وسلطانٍ منير من ربّهم، بشرط أن يكون علمهم تخضع له العقول وتُسلّم تسليماً أنّه العلم الحقّ من ربّ العالمين لا شكّ ولا ريب، كون العقل المتفكّر في سلطان علم الداعية إذا كان سلطان العلم هو من عند الله لا شكّ ولا ريب فحتماً يجد عقله يخضع لذلك العلم ويرى أنّه علمٌ من عند الله لا شكّ ولا ريب، كون العلم الحقّ والعقل لا يمكن أن يختلفا ولا غِنى لأحدهما عن الآخر، فالعقل لا ينفع وحده إذا لم يستند إلى سلطان العلم المقنع من الربّ، كون سلطان العلم إذا كان من عند غير الله فسوف تجدون عقولكم لا تقتنع به، وكذلك قلوبكم ليست مطمئنةً لذلك من بعد التفكّر والتدبّر في سلطان علم الداعية إذا كان من عند غير الله مفترى، وعلى هذا الأساس يبني عليه طالب العلم بعدم الاتّباع الأعمى.
وأمركم الله أن تستخدموا عقولكم فتتفكّروا في سلطان علم ذلك الداعية هل تقبل سلطان علمه عقولُكم وتطمئِن إليه قلوبكم؟ كونهم إن أضلَّكم الذين يقولون على الله ما لا يعلمون فسوف يسألكم الله عن عقولكم كيف تتّبعوهم اتِّباع الأعمى من قبل التفكّر والتدبّر في سلطان علم الداعية؟ وذلك تنفيذاً لأمر الله إلى طلبة العلم في قوله تعالى: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
كون سبب ضلال الأمم هو الاتِّباع الأعمى لأسلافهم كونهم لم يتفكّروا فيما وجدوا عليه آباءهم بل اقتفوا أثرهم من غير تدبّرٍ ولا تفكّر بعقولهم، بل قالوا لأنبيائهم: {أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ ﴿٢١﴾ بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ ﴿٢٢﴾ وَكَذَٰلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ ﴿٢٣﴾ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُمْ ۖ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ ﴿٢٤﴾ فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ ۖ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
ولربما يودّ أن يقاطعني أحد الباحثين عن الحقّ فيقول: "فهل تبيَّن للأمم الذين ضلوا جميعاً سببَ ضلالهم عن اتِّباع الحق من ربّهم؟"، ومن ثم يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: اللهم نعم لقد تَبيَّن للأمم الضالة أنّ سبب ضلالهم عن الصراط المستقيم هو الاتِّباع الأعمى لأسلافهم من غير تفكّرٍ ولا تدبّر، ولذلك قالوا جميعاً بلسانٍ واحدٍ جميعاً: أنّ سبب ضلالهم هو الاتباع الأعمى وعدم استخدام العقل لِما وجدوا عليه آباءهم وعدم المقارنة بالعقل بين سلطان علم أسلافهم وسلطان علم الداعية الجديد إليهم من ربّهم الذي يقول لهم: {مَا هَـٰذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ﴿٥٢﴾ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ ﴿٥٣﴾ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٥٤﴾ قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ﴿٥٥﴾ قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَىٰ ذَٰلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
ولكن للأسف ما كان جواب أصحاب الاتِّباع الأعمى إلا أن قال أكابر القوم لأقوامهم احذروا اتِّباع أنبياء الله الذين جعلوا الآلهة إلهاً واحداً، بل نالهم العَجَب الشديد من الدعوة إلى عبادة الله وحده لا شريك له، وقال الله تعالى: {وَعَجِبُوا أَن جَاءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ ۖ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَـٰذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ﴿٤﴾ أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَـٰهًا وَاحِدًا ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ ﴿٥﴾ وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَىٰ آلِهَتِكُمْ ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ ﴿٦﴾ مَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ ﴿٧﴾ أَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا ۚ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّن ذِكْرِي ۖ بَل لَّمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [ص].
واتَّبع الضعفاء من أقوام الذين استكبروا منهم وأطاعوهم وحاربوا معهم دعوة الحقّ من ربّهم فأضلّوهم عن اتِّباع داعي الحق من ربّهم ولم يُغنوا عنهم من الله شيئاً يوم القيامة، وقال الله تعالى: {وَبَرَزُوا لِلَّـهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّـهِ مِن شَيْءٍ ۚ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللَّـهُ لَهَدَيْنَاكُمْ ۖ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [ابراهيم].
ومن ثم تراجعوا فيما بينهم عن السبب الرئيسي عن ضلال كبرائهم وضعفائهم عن اتّباع الحقّ من ربّهم فتبيّن لهم جميعاً أنّه الاتّباع الأعمى لأسلافهم وعدم المقارنة بين ما وجدوا عليه آباءهم وبين سلطان علم الداعية الحقّ من ربّهم، وقال الله تعالى: {وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿٦﴾ إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ ﴿٧﴾ تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ ۖ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ﴿٨﴾ قَالُوا بَلَىٰ قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّـهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ ﴿٩﴾ وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [الملك]. إذاً فيا أحبّتي في الله قد تبيَّن لكم حجّة الله عليكم لو ضلَلْتم عن الصراط المستقيم أنّه عدم التفكر بالعقل والمنطق في سلطان علم الداعية الجديد وسلطان علم أسلافكم.
وأشهدُكم وأُشهدُ الله وكفى بالله شهيداً أنّني الإمام المهدي ناصر محمد أُمرتُ أن أُحاجّكم بسلطان العلم الحقّ من ربّ العالمين، وقد جعل الله شهدائي عليكم عقولكم كونكم لو تقومون بالمقارنة بين سلطان علم الإمام ناصر محمد اليماني وبين سلطان علم أسلافكم من الذين يقولون على الله ما لا يعلمون لوجدتم أنّ عقولكم في ذات أنفسكم تشهدُ بيني وبينكم بالحقّ فتقول لكم أنّ الحقّ هو مع الإمام ناصر محمد اليماني لا شكّ ولا ريب، وأتحدّى في هذه المسألة وإنّا لصادقون، ولسوف أضرب لكم على ذلك مثلاً من تفاسير الذين يُضِلّونكم بغير علمٍ عن بيان قول الله تعالى: {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿١٠٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
وإلى تفاسير أكابر علمائكم من أسلافكم من الذين يقولون على الله ما لا يعلمون إلا قليلاً، وكما يلي:
اقتباس المشاركة :
قال ابن أبي طلحة، عن ابن عباس: ( ما ننسخ من آية ) ما نبدل من آية.
وقال ابن جريج، عن مجاهد: ( ما ننسخ من آية ) أي: ما نمح من آية.
وقال ابن أبي نجيح، عن مجاهد: ( ما ننسخ من آية ) قال: نثبت خطها ونبدل حكمها. حدث به عن أصحاب عبد الله بن مسعود.
وقال ابن أبي حاتم: وروي عن أبي العالية، ومحمد بن كعب القرظي، نحو ذلك.
وقال الضحاك: ( ما ننسخ من آية ) ما ننسك.
وقال عطاء: أما ( ما ننسخ ) فما نترك من القرآن.
وقال ابن أبي حاتم: يعني : ترك فلم ينزل على محمد صلى الله عليه وسلم.
وقال السدي : ( ما ننسخ من آية ) نسخها: قبضها.
وقال ابن أبي حاتم: يعني: قبضها: رفعها، مثل قوله: الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما البتة. وقوله: "لو كان لابن آدم واديان من مال لابتغى لهما ثالثا"
—
انتهى الاقتباس
ومن ثم نأتي لبيان الإمام المهدي ناصر محمد اليماني الذي لا يقول على الله بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً، قال الله تعالى: {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿١٠٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
وإلى البيان الحق: {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ} وحتى تعلموا البيان المقصود بقوله تعالى {نَنسَخْ} فلا بدّ لكم أولاً أن ترجعوا إلى لغتكم العربية الأصل كون المعنى المراد من الكلمة {نَنسَخْ} لا بدّ لكم أن تجدونها في لغتكم كون الكتاب لا بدّ أن يتنزَّل بلغة القوم الذي ينتمي إليهم النبي المرسل، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ} صدق الله العظيم [ابراهيم:4]. وبما أنّ محمداً رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم نبيٌّ عربيٌّ فعليكم أولاً النظر إلى المعنى لكلمة {نَنسَخْ} وحتماً سوف تجدون أنّ المعنى لكلمة {نَنسَخْ} في اللغة العربية لا يختلف عليها اثنان من أصحاب اللغة العربيّة الفصحى، أنَّ المعنى: النسخُ، هو النسخ من شيء فيكون صورةً له طبق الأصل، ولكنّ الإمام المهدي لا يعتمد في سلطان علمه أن يأتي به فقط من قاموس اللغة العربية، بل كذلك يأتيكم بالبرهان المبين من محكم كتاب الله القرآن العظيم، كون اللغة العربية كذلك ليست محفوظة من التحريف لولا أنّها لغة القرآن العظيم، وبما أنّ القرآن محفوظ من التحريف ولذلك تم حفظ قاموس اللغة العربية من التحريف كونه قرآنٌ عربيٌّ مُبين، فإذا كان فعلاً المعنى المراد من كلمة {نَنسَخْ} أي ننسخ من شيء صورة له طبق الأصل فكذلك لا بدّ أن نجد ذلك المعنى هو كذلك المقصود في القرآن العظيم.
والسؤال الذي يطرح نفسه: فمن أين تمّ نسخ القرآن العظيم بأمر الله على لسان رسوله جبريل إلى محمد رسول الله إلى الناس كافة؟ والجواب تجدونه في محكم الكتاب في قول الله تعالى: {بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ ﴿٢١﴾ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [البروج].
وسؤال آخر: فأين يوجد هذا اللوح المحفوظ الذي يُعتبر الكتاب الأمّ الذي تمّ نسخ القرآن العظيم منه؟ وتجدون الجواب في محكم الكتاب في قول الله تعالى: {إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٣﴾ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
وسؤال آخر: فهل تمّ نسخه وتنزيله إلى محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم جُملةً واحدةً؟ والجواب في محكم الكتاب قال الله تعالى: {وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً ۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ ۖوَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [الفرقان]، والمقصود هنا بالترتيل أي شيئاً فشيئاً ولم يتم نسخه وتنزيله جملةً واحدة.
- ونأتي الآن للبيان الحقّ لقول الله تعالى {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ}؛ أي ما ننسخ من آيةٍ من الكتاب الأمّ ليأتي بها جبريل إلى محمدٍ رسول الله صلى الله عليهم وسلم تسليماً، وتكون الآية صورةً طبقَ الأصل للآية في اللوح المحفوظ، وذلك هو البيان لقول الله تعالى {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ} أي يتم نسخها من اللوح المحفوظ على لسان جبريل إلى محمد رسول الله صلى الله عليهم وسلم.
- ونأتي لقول الله تعالى {أَوْ نُنسِهَا} أي نؤخِّرها؛ بمعنى أنّه يؤخِّر الآية المُحكمة إلى أجل قريب فتنزل الآية تحمل حكماً مؤقّتاً قابلاً للبدل حين يشاء الله.
- ومن ثم نأتي لبيان قول الله تعالى {نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا} صدق الله العظيم، وهذا النوع من الآيات دائماً يأتي بدلاً لآيةٍ قبْلها في قلْبِ وذات الموضوع، فتقوم بتبديل حكم الآية التي من قبلها ويبقى لفظ الآية في الكتاب ولا يؤخذ بحكمها بل نأخذ بحكم الآية البدل عنها، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ ۙ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٠١﴾} صدق الله العظيم [النحل].
ودائماً الآياتُ البدل تأتي لتغيير حكم الآية التي تنزّلت من قبلها في ذات الموضوع، غير أنّ الحكم في الآية الجديدة البدل يكون من أخفٍّ إلى أثقلٍ مثال قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ} صدق الله العظيم [النساء:43]. ومن ثم جاءت آية البدل بتحريمه واجتناب صنعه وشربه كما يجتنبون عبادة الطاغوت، والاجتناب من أكبر أنواع التحريم في الكتاب، تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٩٠﴾ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّـهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ﴿٩١﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
ولربما يودّ أحد الذين يقولون على الله ما لا يعلمون أن يقاطعني فيقول: "إنّما قال فاجتنبوه والاجتناب لا يقصد به التحريم"، ومن ثم يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: فما ظنّك بمن يعبد الأصنام والطاغوت فهل ذلك محرّمٌ على المؤمنين؟ ومعلوم جوابه فسوف يقول: "بل ذلك شركٌ وهو من أعظم الظلم في الكتاب للنفس؛ بل الأشدّ حرمة في الكتاب الشّركُ بالله". ومن ثم يقول له الإمام ناصر محمد: ولكنّك يا رجل قد نفيتَ حرمة الشّرك بالله بنفيك أنّ الاجتناب لا يقصد به التحريم المطلق! ومن ثم نقول لك يا من تقول على الله ما لم تعلم: إنّ الاجتناب لهو من أشد أنواع التحريم في الكتاب، ولذلك قال الله تعالى: {وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّـهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ} صدق الله العظيم [الزمر:17]، أفلا ترى أنّ الاجتناب هو التحريم الأعظم في محكم الكتاب؟ فاتّقوا الله يا أولي الألباب.
والآيات التي تمّ تبديل حكمها في آيةٍ جديدةٍ فيبقى لفظ الحكم في الآية الأولى ولا يؤخذ به شيئاً؛ بل يتمّ تطبيق الحكم البدَل مكان الحكم الأول، وتسمّى الآيات التي تمّ تبديلها بـ ( الآيات المُبدّلات )، وأما الآية التي جاءت بدلاً عنها فتسمّى في الكتاب ( آيات البدل ) ويصح تسميتهنّ جميعاً ( بالبَدل والمُبدّل ) بدلاً عن تسميتكم لهن ( بالناسخ والمنسوخ ) الذي ما أنزل الله بهذا الاسم من سلطان كون النسخ هو من اللوح المحفوظ صورة طبق الأصل .. أفلا تتفكّرون؟
ومن ثم نأتي للبيان الحق لقول الله تعالى {أَوْ مِثْلِهَا} صدق الله العظيم، وهنا يتمّ تنزيل حكمٍ جديدٍ للآية السابقة في قلب وذات الموضوع غير أنّ الحكم الجديد لا يكون بدلاً للحكم الأول بل يضيف الله في ذلك الموضوع حُكماً آخر للتخفيف ليصبحا حكمين اثنين للتخفيف، وتلك الأحكام دائماً تأتي من أثقلٍ إلى أخف وهي من أغلب الآيات المحكمات كونها جاءت للتخفيف فقط وليس للتبديل، كمثل قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ ﴿٦٥﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].
ومن ثمّ تمّ تنزيل حكمٍ إضافيٍّ في الآية من باب التخفيف بسبب ضعف اليقين لدى قوم آخرين، وقال الله تعالى: {الْآنَ خَفَّفَ اللَّـهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا ۚ فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿٦٦﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].
وكما قلنا: أنّ الآيات الإضافية إلى آيات أخرى في قلب وذات الموضوع دائماً تحمل حكماً جديداً إضافيّاً للتخفيف، ودائماً تأتي من أثقل إلى أخف في الكتاب، مثال قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ ۚ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [المجادلة].
ومن ثم تجدون آيةً أخرى تنزَّلت بحكم إضافيّ في قول الله تعالى: {أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ ۚفَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّـهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ ۚ وَاللَّـهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٣﴾} صدق الله العظيم [المجادلة].
فهل وجدتم أنّ الآية الثانية جاءت لنفي حكم الآية الأولى؟ بل جاءت بحكمٍ آخر فيجعل للآية حكمين اثنين للتخفيف، فيؤخذ بأحدهما ويختلفان في الأجر، وذلك هو البيان الحق لقول الله تعالى {أَوْ مِثْلِهَا} صدق الله العظيم؛ أي أنه يأتي بآيةٍ في قلب وذات الموضوع ولكنّها تحمل حكماً أخفّ من حكم الآية الأولى، غير أنّ هذه الآية ذات الحكم الأخف لم تأتِ بدلاً؛ بل بحكمٍ إضافيٍّ للتخفيف، فيؤخذ بأحد الحكمين الاثنين للآيتين، وذلك هو البيان الحقّ لقول الله تعالى {أَوْ مِثْلِهَا} صدق الله العظيم.
ويا هيئة علماء المملكة العربيّة السعوديّة لقد عجبتُ من هذا البيان عن الناسخ والمنسوخ لديكم! فقد نفيتُم آياتٍ محكماتٍ من آيات أمّ الكتاب وأنتم لا تعلمون، وعلى سبيل المثال لو أنّ أحدكم كان في البحر أو البرّ في مكان خلاء فأدركه وقت الصلاة ثمّ توضّأ وأراد الصلاة ولكنّه لا يعلم أين اتجاه القبلة بالضبط، فلا يعلم هل المسجد الحرام هو إلى الشرق منه أم إلى الغرب منه، فما الحكم في ذلك؟ فهل حكم الله عليه أن يُصلّي شرقاً أم غرباً بأيّ اتّجاه فلا تثريب عليه ما دام لم يعلم أين اتجاه القبلة؟ أم إنّ الله حكم عليه أن لا يصلّي حتى يعلم أين اتجاه شطر المسجد الحرام؟ ومن ثم ننظر لحكم الله بالحقّ في هذه المسألة ومن ثم نجد حكم الله المحكم في انتظارنا في محكم الكتاب في قول الله تعالى: {وَلِلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿١١٥﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
ولكنّي أرى في مُجمَّع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف وبيان الناسخ والمنسوخ أنّكم تقولون أنّ الآية في قول الله تعالى: {وَلِلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿١١٥﴾} صدق الله العظيم، أنه قد تمّ نسخها بقول الله تعالى: {فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ} صدق الله العظيم [البقرة:144].
ولكنّي الإمام المهدي أفتي بالحقّ أنّ هاتين الآيتين من آيات أمّ الكتاب المحكمات البيِّنات ويأخذ بأحدهم في حالة عدم القدرة على معرفة القبلة، غير أنّي أفتي بالحقّ أنّ الآية في قول الله تعالى: {فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ} صدق الله العظيم، قد جاءت بدلاً لتبديل القبلة من شطر المسجد الأقصى إلى شطر المسجد الحرام، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ ۚ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ ۗ وَمَا كَانَ اللَّـهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:143].
ولكنّي أجد الفتوى بمُجمَّع الملك فهد أن قول الله تعالى: {فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ} صدق الله العظيم، ومن ثمّ يقولون أنّها جاءت بدل لقول الله تعالى {وَلِلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿١١٥﴾} صدق الله العظيم، وتجدون فتاوى باطلة كثيرة على هذا الرابط ولا أعلم هل تعلم هيئة كبار العلماء بذلك أم أنّهم لا يعلمون بما وجدناه في هذا الرابط؟
وما نريد قوله يا علماء أمّة الإسلام هو لو تقارنوا بين بيان الإمام المهدي للقرآن العظيم وبين تفسير كثير من المفسرين لوجدتم عقولكم تقف مع الحقّ لا شكّ ولا ريب، وبما أنّ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني ينطق بالحقّ فحتماً ستجدون عقولكم تقف إلى جانب الإمام المهدي شاهدةً على بيانه عقولُكم أنّه الحقّ لا شك ولا ريب، ألا وإنّ الحقّ هو الأحقُّ بالاتّباع إن كنتم تعقلون، وكذلك الأعجب من ذلك أنّي أجد فتوى أنّ قول الله تعالى:
ومن ثم يردّ عليكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: والله الذي لا إله غيره أنّي لفي عجبٍ شديدٍ ممّا وجدتُ في ذلك الرابط من نفي آياتٍ كثيرةٍ في محكم القرآن العظيم من أحكامها المنزّلة بالحقّ وقالوا أنّه تمّ نسخها جميعاً بقول الله تعالى: {فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ} [التوبة:5]. ويا ويحكم من الله فقد نفيتُم أحكاماً في الكتاب في آياتٍ محكماتٍ من آيات أمّ الكتاب البيِّنات؛ بل هنَّ من آيات أمّ الكتاب ومن ثم تزعمون أنّه تمّ نسخها بقول الله تعالى: {فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ} [التوبة:5]! وإنّكم لكاذبون يا من تعتقدون بذلك في كافة المذاهب والفرق الإسلامية. وأقسم بربِّ العالمين لو تلينوا للحوار مع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني لتجدوا أنفسكم أنّكم قد ضلَلْتم تماماً عمَّا أنزل الله إليكم في محكم كتابه، ولكنّكم لن تتجرأوا لحوار ناصر محمد اليماني كونكم تعلمون أنّه لا قِبَلَ لكم به شيئاً، كون سلاحه هو محكم القرآن العظيم فبِئس العلماء من كانوا على شاكلتكم ضلّوا وأضلّوا كثيراً من الأمم.
ألا والله إنّي لفي حزنٍ عظيمٍ لا يعلم به إلا الله كوني أراكم من المعذّبين لو لم تتوبوا إلى ربّكم فتتّبعوا الداعي إلى الله على بصيرةٍ من ربّه سلطان العلم بمحكم القرآن العظيم، ويا أسفي على أمّة الإسلام وعلى علمائهم كأسف يعقوب على يوسف، فقد ضاعوا عن الحقّ وأضاعوا أمّتهم من بعدهم وفرّقوا دينهم شيعاً وأحزاباً وكل حزبٍ بما لديهم فرحون، وكلٌّ منهم يزعم أنّه على شيء وهم ليسوا على شيء جميعاً حتى يقيموا ما أنزل الله إليهم في محكم القرآن العظيم.
آهٍ آهٍ آه يا قوم، فكم افتريتم على الله ما لم يقله، فمن يُجِركم من عذاب الله؛ من يجركم من عذاب الله؟ وما أهون عليكم أن تقولوا على الله جُزافاً بالظنّ، وما كان قول أهداكم سبيلاً إلا أن يقول: "فإن أصبت فمن الله وإن أخطأت فمن نفسي والشيطان"! ويزعم أنّه قد برأت ذمّته بهذا القول من بعد الفتوى الباطل.
ولكنّي الإمام المهدي ناصر محمد اليماني أعدُكم وعداً غير مكذوب أنّي لن أفتيكم في مسألة من كتاب الله ومن ثم أقول والله أعلم فإن أخطأت فمن نفسي والشيطان! وأعوذُ بالله أن أتتبع أمر الشيطان فأقول على الله ما لم أعلم علم اليقين، بل أفتيكم بالحقّ وأقول ومن ثم أقول: أقسم بالله العظيم ربّ السماوات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم أنّي لن أفتيكم من القرآن العظيم إلا بالحقّ من ربّ العالمين لا شك ولا ريب، فكيف السبيل لإنقاذكم يا أمّة الإسلام؟ فإذا كنتم تنتظرون التصديق من علمائكم فأقسمُ بالله العظيم من يحيي العظام وهي رميمٌ أنّ كثيراً منهم ليفتونكم بفتاوى من عند الشيطان الرجيم ويحسبون أنّهم مهتدون وقد أضلّوا أنفسَهم وأضلوا أمّتهم. استفتوا عقولَكم واتحدّاكم أن تجدوا أنّ عقولكم لم تجدوها إلى جانب الإمام المهدي ناصر محمد اليماني، فهل أخذتكم العزّة بالإثم؟ فمن يُجِركم من بأس من الله شديد من كوكب العذاب على الأبواب؟
ويا هيئة كبار العلماء بالمملكة العربيّة السعوديّة لا نريد ظلمكم بغير الحقّ، ولكنّي أقول: فهل تعلمون عمَّا في ذلك الرابط من نفيِّ أحكامٍ كثيرةٍ في محكم القرآن العظيم أنه تمَّ نسخها بقول الله تعالى: {فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ}؟ ولكن سبق منّي بيان لهذه الآية بالحقّ وتمَّ إرساله إليكم عن طريق الدكتور طارق السويدان وسليمان العلوان، بل وجاء الردُّ من سليمان العلوان على لسان طارق السويدان أنّكم سوف تردّون على كافة البيان للقرآن الذي يحاجّ به الإمام ناصر محمد اليماني حتى تثبتوا أنّه على باطل! ومن ثم نقول لكم ولكن انقضى شهران أو أكثر ولم تستطيعوا أن تثبتوا حتى في مسألةٍ واحدةٍ في بيانات الإمام المهدي ناصر محمد اليماني أنّه على ضلالٍ مبينٍ! وإلى متى ننتظركم؟ ولماذا لم تفتوا الرئيس علي عبد الله صالح الذي في دياركم للعلاج أن يعود لتسليم القيادة للإمام المهدي لينقذ الشعب اليماني من التهلُكة بإذن الله؟ ولكنّي لا أرى أنّ علي عبد الله صالح سوف يهتدي إلى الحقّ لو يسألكم فسوف تزيدوه ضلالاً إلى ضلاله وعمًى إلى عماه عن الحقّ المبين، فلا خير فيكم ولا في علماء اليمن ولا خير في كافة علماء المسلمين لا لأنفسهم ولا لأمّتهم، إلا من رحم ربّي منهم ممّن أظهرهم الله على أمرنا فصدَّقوا واتَّبعوا من كافة علماء المسلمين. ألا والله أنّي لا أخشى على المسلمين فتنةَ المسيح الكذّاب عن الحقّ ولكنّي أخشى عليهم فتنة علمائهم أن يفتنوهم عن اتّباع الحقّ من ربّهم حتى يأتي وعد الله وهم لا يشعرون.
ويا أسفي على أمّةٍ أجد علماءهم لا يزيدونهم إلا عمًى وظمأً! ويا عجبي الشديد من الذين أظهرهم الله على أمرنا فاقتنعت بالبيان الحقّ عقولُهم وقالوا إنّ ناصر محمد اليماني ينطق بالحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيم ولكنّنا نخشى أن نتّبعه ونستجيب لدعوته وهو ليس المهدي المنتظر بل مجدّدٌ للدين، ومن ثمّ يردُّ عليهم المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني وأقول: فيا عجبي الشديد منكم أيَّها الجاهلون، فهل تعبدون المهدي المنتظر أم تعبدون الله الواحد القهار؟ والسؤال الذي يطرح نفسه هو: فهل ينبغي لله أن يحاسبكم على استجابة الدعوة إلى عبادة الله وحده لا شريك له على نهج كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ، أفلا تعقلون؟ ولم نجبركم على أن تعتقدوا أنّ ناصر محمد اليماني هو المهدي المنتظر بل سوف نقبل بيعتكم على إعلاء كلمة الله واتّباع الحق من ربّكم.
وأما هل ناصر محمد اليماني هو المهدي المنتظر أم مجدّدٌ للدّين أم كذابٌ أشِر؟ فأقول لكم: إن كنت كاذباً فعليَّ كذبي ولن يعذّبكم الله شيئاً كونكم استجبتم لدعوة أقرَّتها عقولكم واطمأنت إليها قلوبكم؛ بل سوف يحاسب الله ناصر محمد اليماني وحده على ادِّعاء شخصية المهدي المنتظر لو لم يكن هو المهدي المنتظر، ألا والله لن يحاسب الله على ادِّعاء شخصية المهدي المنتظر إلا الذي يقول للناس أنّه المهدي المنتظر وهو ليس المهدي المنتظر، فأين تذهبون؟ أم تريدون إيذاء المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني؟ ومن ثم أقول لكم ولكافة أعداء الله في مشارق الأرض ومغاربها {فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ} [هود:55]، ولسوف تعلمون أيّ منقلب تنقلبون.
وسلامٌ على المرسَلين، والحمد للِه ربِّ العالمين ..
أخو علماء الأمّة من يكشف به الله الغُمّة ويزيل به الظلمة؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
_______________